بخش اول
مقدمه: پیش از هر چیزی باید به یاد داشته باشیم که تقابل ما دانشجویان در جامعه کنونی در نسبت با سلطه قدرت حاکمان، تقابلی آنتاگونیستی ست که در حال حاضر شرط ذاتی و وجودی سیاست فرض شده است.
به عبارتی معیارِ امر سیاسی با ویژگی تفاوتگذار یا همان رابطۀ دوست – دشمن فهم می شود. و این رابطه، "ما"یی را خلق می کند که در ضدیت "آنها" قرار دارد. در نتیجه حاکمان در جامعه دیکتاتوری برای تثبیت قدرت و حذف "ضد"ها از هر ابزاری استفاده خواهند کرد و سرکوب گسترده ، بی شک از مبانی سیاستگذاری حکومت آنها به شمار خواهد آمد.
بررسی تحلیلی جنبش دانشجویی ایران:
جنبش دانشجویی همواره در تمامی تاریخ مبارزات آزادی خواهی ایران نقش مهم و حیاتی را به عهده داشته و گاه در بیشتر مواقع جلودار مبارزات و تاثیرگذاری های سیاسی بوده است. سعید پیوندی جامعه شناس، خاطر نشان می کند که جنبش دانشجویی به خاطر دوام و پایداری در زمان به بخشی از حافظه جمعی جامعه و نهادی نمادین و نامرئی تبدیل شده که حتی در شرایط دشوار و عدم وجود تشکلهای دانشجویی هم از نسلی به نسل دیگر دانشجو منتقل می شود .
آنگونه که تا کنون هیچ حکومتی نتوانسته است روحیه انتقادی و آزادی خواهی در کالبد دانشگاه را از میان بردارد.
اما آنچه که امروز در دانشگاهها و جامعه ایران می گذرد نه تنها نشان از تحولات عمیق در ساختار جامعه و تحولات فکری – عملی جنبش دانشجویی دارد که نیازمند بررسی دقیق و تحلیلی نو می باشد؛ تامل و پژوهش در روند و سیر تاریخی فعالیت ها و مبارزات دانشجویی که مستلزم بازخوانی تازه ای از تاریخ این مبارزات می باشد. علاوه بر مطالعه سیر تاریخی جنبش دانشجویی در جهان به ویژه در ایران ، بررسی این جنبش در تطبیق با جنبش های دانشجویی کشورهایی با بافت اجتماعی و سیاسی مشابه ، تاثیر پذیری آن از وقایع منطقه و جهان و همچنین بررسی جامعه شناختی آن در بسترمناسبات سیاسی- اجتماعی و فرهنگی ایران در در دوره های مختلف ضروری می باشد.
زیرا لازم به ذکر است که بدون شناخت از پیشینه ی جنبش دانشجویی ، چگونگی شکل گیری آن، تاثیرگذاری و تاثیرپذیری آن بر و از متن جامعه در چهارچوب حکومت های وقت نمی توان دریافت درستی از این بازخوانی ارائه داد. بازخوانی که می تواند با تحلیلی نو علل رکود، رخوت ، و یا تحولات فعلی این جنبش را در بطن رویدادهای تازه ی سیاسی و اجتماعی با نگرشی جامعه شناسانه مطرح کند.
اما در حال حاضر این متن بیشتر از آنکه به دنبال بررسی این تحولات و بررسی چگونگی جنبش دانشجویی و یا مسائل مربوط به آن در مکان و زمان خاصی باشد در پی ارائه طرح و چهارچوبی برای پژوهش در این زمینه می باشد تا در فرصتی مقتضی بتوان مراحل مختلف پژوهش رو پیگیری و مکتوب کرد.
طرح و چهارچوبی برای بررسی چگونگی شکل گیری جنبش دانشجویی در ایران ، بررسی تطبیقی آن با جنبش های دانشجویی در کشورهای مشابه و همچنین بررسی سیر تاریخی تحولات این جنبش از سال 1320 تا به امروز می باشد.
زیرا بی شک بدون شناخت و پژوهش لازم در این زمینه و تاثیرگذاری های متفاوت بر ساختار جامعه و رویارویی با هژمونی حکومت های وقت که این جنبش از آن برخوردار بوده است نمی توان پاسخ مناسبی برای علل تحولات فعلی این جنبش در بطن تحولات سیاسی – اجتماعی جامعه امروز ایران یافت.
بر این اساس این متن درصدد است که ابتدا جنبش دانشجویی را در بطن جنبش های جدید اجتماعی بررسی کند سپس به سیر تاریخی جنبش دانشجویی در ایران پرداخته و در نهایت تحولات فعلی این نوع از مبارزات مدنی جامعه را در بوته نقد قرار دهد. ابتدا پیش از هر چیزی باید در پی ارائه تعریفی دقیق و علمی از جنبش های جدید اجتماعی که جنبش دانشجویی بخشی از آن است باشیم تا بر اساس آن بتوانیم این جنبش را در ایران ودرسیر تاریخی اش از پیدایش تا اکنون بهتر بسنجیم .
جنبش های جدید اجتماعی
جنبش دانشجویی
چالز تیلی معتقد است: جنبش اجتماعي بطور خاص عبارت است از چالشي مستمر عليه صاحبان قدرت به نام جمعيتي که تحت حکومت آن صاحبان قدرت قرار دارد. [اين چالش] از طريق نمايش مکرر ارزشمندي، وحدت، تعداد و تعهد آن جمعيت در ملاء عام [صورت مي گيرد]» (به نقل از مشيرزاده، 1381: 151)
و همچنین تارو استدلال مي کند که جنبش هاي اجتماعي بطور فردي رخ نمي نمايند بلکه بخشي از يک موج عمومي ناآرامي اجتماعي هستند که عموماً به وسيله بعضي از وقايع پيش بيني ناپذير تسريع مي گردند و به وسيله تغيير در ساختار فرصت هاي سياسي تسهيل مي شوند. این اقدامات جمعي پس از جلب توجه ملي و پاسخ دولت، به مرحله اوج منازعه مي رسند، (دلاپورتا و دياني، 1383: 270-271)
و البته هابرماس نیز ، جنبش هاي اجتماعي را حائل و مرز بين زيست جهان و سيستم مي داند که نه تنها زيست جهان را در برابر سيستم محافظت مي کند بلکه جنبشهایي «رهايي بخش» در پي مقابله با سيستم هستند. اما همانطور که درمجموع نظریات این جنبش ها نیز مشهود است شکل گیری این جنبش ها، ساختار کانالیزه شدن و سازمان دهی و همچنین پیشبرد اهداف آن ، نیازمند حداقل فضای باز سیاسی است که صرف نظر از بسترهای اجتماعی آن به بخش ساختار قدرت و سیاستگذاری های حاکمان مربوط می شود و درست همین نقطه کانونی ست که شکل گری این جنبش ها و یا عدم آن را تعیین می کند.
و اما منظور از جنبش های اجتماعی جدید، جنبش هایی است که از دهه 1960 به این طرف عمدتاً در جوامع اروپای غربی و آمریکای شمالی سر بر آورد که بسیار وسیع ، گسترده و متنوع بوده و طیف عظیمی از نیروها و گروه های اجتماعی را در بر می گیرد؛ که می توان آن را نوعی کوشش جمعی تقریبا سازمان یافته بخش قابل ملاحظه ای از افراد جامعه دانست که با هدف دگرگونی و تغییر در بخشی از نظام اجتماعی (اندیشه، رفتار، مناسبات اجتماعی) و عناصر جامعه، خارج از حوزه نهادهای رسمی ، به صورت یکپارچه و هماهنگ عمل می کند. این نوع جنبش ها در طول چند دهه اخیر زندگی اجتماعی را به انحای مختلف تحت تاثیر قرار داده ، تعاریف جدیدی از معنا ، هویت و شیوه های زندگی ارائه داده و موضوعات جدیدی را وارد این حوزه از مطالعات اجتماعی کرده اند .
و اما فارغ از بسط و تبیین تعاریف ارائه شده ی تئوریک از دیدگاه صاحبنظران تحت عناوینی چون رهیافت بسیج منابع، رهیافت ساختی ارزش- محور ( یورگن هابرماس، رونالد اینگلهارت) و رهیافت ساختی هویت- محور (دیدگاه آلن تورن، آلبرتو ملوچی ، کاستلز) باید اذعان داشت که جنبش های دانشجویی که خود از جریانات اصلی این مجموعه از جنبش ها محسوب می شوند دارای ویژگی های مشترکی با سایر جنبش های دیگر نظیر جنبش زنان، جنبش های گوناگون قومی و ملی و یا جنبش های محیط زیست هستند که پورتا و دیانی چهار ویژگی اصلی برای آن برشمرده اند .
این ویژگی ها به اختصار عبارتند از:
شبکه تعاملی غیر رسمی: به شبکه غیر تعاملی بین افراد و گروهها یا سازمانهای مختلف و متعدد تلقی میشود.
عقاید مشترک و همبستگی: برای یک هویت جمعی، وجود عقاید و تلقیهای مشترک ضروری است. آنها گاه با بازنگری دو ایدههای موجود یا ابداع ایدهای جدید این عامل مشترک و وحدتبخش را شکل میدهند.
کنش جمعی مبتنی بر تعارفات: بدین معنا که کنشگران درگیر در یک جنبش اجتماعی، درصدد ایجاد به مخالفت با پدیدهای اجتماعی چه در سطح سیستمی یا غیرسیستمی میباشند..
به کارگیری اعتراض: جنبشهای اجتماعی جدید همواره از اشکال مختلف اعتراض بهجای مشارکت در رأیگیری و ارائهی دیدگاهها در فرآیند عادی استفاده میکنند.
دلا پورتا و دیانی در ضمن متذکر میشوند که جنبشهای جدید اجتماعی دارای یک قالب سازمانی مشخصی نیستند. هر چند در درون جنبش اجتماعی ممکن است احزاب و جریانات مختلفی حضور داشته باشند. (به ترجمه بهروزلک، غلامرضا، 1388)
حال با این توضیحات می توان جنبش دانشجویی را با تعریفی بهتر مدنظر داشت . به عبارتی می توان گفت جنبش دانشجویی که از مجموعه جنبش های جدید اجتماعی محسوب می شود به رشته ای از عمل جمعی دانشجویان گفته می شود که با ویژگی های خاص نوع خودش به عنوان موثرترین فعالیت ها جهت اعتراض، نقد قدرت، و ایجاد تحولات در زمینه های مختلف سیاسی- اجتماعی و فرهنگی بوده و هست .
این سری از جنبش ها که به صورت داوطلبانه و برنامه ریزی شده بر اساس حرکتی جمعی شکل می گیرد بیشتر به دنبال تحولی در سطح فکر و اندیشه است تا دگرگونی نظام های اجتماعی- سیاسی که بر این اساس افراد شرکت کننده در آن دارای جهت گیری مشخص و اهداف معینی هستند که به تدریج می تواند به حرکتی منسجم و منظم تبدیل شود
جنبش دانشجویی ایران
جنبش دانشجویی در ایران نیز در شکل اولیه اش در فاصله ی بین سالهای 1320 تا 1332 در پی حرکت های دانشجویی جوانانی که از ایران برای تحصیل به خارج از کشور رفته بودند و همچنین در میان موسسات آموزش عالی جدید و نوپا شکل گرفت. این گروه های دانشجویی با وجود کمیت نیروی انسانی و امکانات کم با فعالیت های خود توانست تاثیری مهم در تحول و تغییر فضای سیاسی، اجتماعی آن روز ایران داشته باشد.
*بررسی جامعه شناختی این دوره ی تاریخی از جنبش دانشجویی ایران و همچنین دور های بعدی تکوین و تحولات آن در بخش های بعدی ارائه خواهد شد.
Monday, March 11, 2013
بررسی تحلیلی جنبش دانشجویی ایران؛ ستاره حسن پور
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment