در حالی که فعالین دانشجویی و فضای کلی دانشگاه زیر چکمه های خفقان و سرکوب حاکمیت مرتجع، مورد سنگین ترین هجمه های طول تاریخ حضور نهاد دانشگاه در عرصه ی جامعه ی ایران قرار گرفته است، بررسی سیر تحولات یکی از قویترین و تاثیر گذارترین تشکل های دانشجویی که از ابتدای دهه ی هفتاد شمسی، تبدیل به مهمترین مرکز نقد قدرت و حاکمیت در فضای دانشگاه و جامعه مدنی شده است، امری ضروری و احیانا در این مقطع که فعالیت های این تشکل به حالتی از تعلیق در آمده، امید آفرین می نماید.
ناگفته پیداست که سخن از دفتر تحکیم وحدت است. این مقاله و نگارنده اش ادعای اشراف و روایت تمام آنچه در این طول نزدیک به سه دهه در این تشکل گذشته را ندارد، لیک به عنوان برگ کوچکی جهت ثبت در تاریخ – و در برابر تمام دروغ پردازی های سازمان های قدرت و سرکوب- به حضور مخاطبان ارایه می گردد.
این ناچیز، هدیه می گردد به بهاره هدایت، مجید توکلی و شبنم مددزاده.
انجمن های اسلامی دانشگاه ها
در نگاه اجمالی، انجمن های اسلامی دانشگاه از بدو تاسیس در دهه ۲۰ شمسی مجموعه های فرهنگی، مذهبی و ایدیولوژیک بودند که بعد از جریانات ملی شدن صنعت نفت سیاسی شده و پشتیبان جبهه ملی شدند. در دهه های ۴۰ و ۵۰ که مبا حث خط مشی مبارزه مسلحانه و تشکیل سازمان مجاهدین خلق و مطرح شدن افکار شریعتی درگرفت ، از آن مقطع به بعد دیگر انجمن های اسلامی گرایشهای سیاسی پیدا کرده و افکار شریعتی گفتمان غالب بین فعالین در انجمن های اسلامی بود. بخشی از فعالین دراین تشکل ها به سازمان مجاهدین و سایر سازمان های چیریکی اسلامی پیوسته، و بخشی دیگر هم به عنوان یک گروه سیاسی سمپادهای شریعتی بودند. البته بخشی هم در سالهای آخر حکومت پهلوی، بیشتر در خارج از کشور در قالب انجمن های اسلامی دانشجویان امریکا و اروپا فعالیت می کردند.
شکل گیری دفتر تحکیم وحدت – سال ۵۸
بعد از انقلاب سال ۵۷، دوباره دانشجویان فعال مذهبی دور هم گرد آمدند. این فعالین دو دسته کلی را تشکیل می دادند. دسته ای که مدافع آرای ایت الله خمینی بودند؛ که خود را " خط امام " معرفی میکردند (که بعد ها به جریان چپ و راست تبدیل شدند که در آن زمان هنوز یک دست بودند). این گروه خمینی را مرشد کامل خود می دانستند و سخن او را " فصل الخطاب " خود قرار داده بودند .
دسته بعدی طرفداران مجاهدین خلق بودند. این دو دسته با هم توافق کرده و از هم انشعاب کردند. آنهایی که طرفداری آیت الله خمینی بودند، انجمن اسلامی دانشجویان و طرفداران سازمان مجاهدین انجمن دانشجویان مسلمان را تاسیس کردند. هر دو طیف در دانشگاه حضور داشته و با یکدیگر تعامل داشتند که گاه این رابطه در برخی دانشگاهها خشونت آمیز و در برخی دانشگاهها مانند دانشگاه شریف و پلی تکنیک مناسبا ت دوستانه و مسلامت آمیز بود.
دانشجویان پیرو خط امام که در انجمن های اسلامی دانشجویان فعال بودند، و نقش عمده ای در تسخیر سفارت امریکا داشتند ، در سال ۵۸ به دیدار ایت الله خمینی رفتند که در آنجا، خمینی خطاب به دانشجویان حاضر گفت : "بروید تحکیم وحدت کنید " .پس از آن مقطع، انجمن های اسلامی دانشجویان و تشکل دیگری به نام سازمان دانشجویان مسلمان،( که در برخی از دانشگاهها وجود داشت) گرد هم آمده و تشکیلات دفتر تحکیم وحدت را پایه ریزی کردند .
هنوز در ان مقطع نزاع چپ و راست حاکمیت نمود خارجی نداشت، ولی از همان ابتدا هم گرایش یکسان و منسجمی در درون تشکل تحکیم وحدت وجود نداشت . تنوع و تکثری شامل طرفداران حزب جمهوری اسلامی ، طرفداران سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و همچنین اقلیتی طرفدران دکتر پیمان در بین اعضا ی تحکیم به چشم می خورد. که ترکیبی از این تکثر ، بدنه دفتر تحکیم وحدت را تشکیل می داند .
در ابتدی سالهای انقلاب، اکثریت دفتر تحکیم با حزب جمهوری اسلامی فاصله داشت و با سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی همسو بود . در انتخابات ریاست جمهوری از بنی صدر حمایت کرد . ولی بعد های که اختلافات بنی صدر با ایت الله خمینی بالا گرفت، به نفع گرایش خط امام، علیه لیبرالها موضع گرفت .
دفتر تحکیم وحدت ، جریان اصلی علیه لیبرالها بود و از روحانیون نیز رابطه نزدیکی با آقای موسوی خویینی ها ، مجتهد شبستری و خامنه ای ( ولی فقیه کنونی نظام اسلامی ) داشت.
انتخابات دوره دوم مجلس شورای اسلامی ، شکاف اولیه در راست و چپ حکومتی - سال ۶۳
در دوره دوم مجلس شورای اسلامی که شکاف اولیه بین طیف چپ و راست ظاهر شد، اکثریت دفتر تحکیم از طیف چپ حمایت کرد. از این مرحله به بعد تحکیم به صورت بسیار روشن از جناح چپ حکومت جانبداری کرده و جزو جناح چپ حکومت به شمار می آاید . جناح راست تحکیم که در اقلیت قرار داشت ، برخی به سرکردگی طبرزدی از تحکیم خارج شده و اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویی رادر سال ۶۳ تاسیس کردند که در عمده دانشگاه ها شکل نگرفت و بیشتر در دانشگاه علم وصنعت که خود طبرزدی در آنجا مشغول تحصیل بود، فعالیت می کردند .
وضعیت تحکیم تا سال ۶۸ که آیت الله خمینی درگذشت، چنین بود .
مرگ آیت الله خمینی، آغاز رهبری خامنه ای – سال ۶۸
با مرگ آیت الله خمینی و آغاز رهبری خامنه ای فضا تغییر کرد. با مرگ خمینی جناح چپ از حکومت بیرون آمد و به تبع آن تحکیم نیز از جناح چپ جانبداری کرده و مورد برخورد جناح راست قرار گرفت. اولین برخورد جدی با تحکیم وحدت ، ضبط ساختمان تحکیم بود( ساختمان چهار طبقه ای که در خیابان خارک واقع بود) .
از آنجایی که قبل از آن تاریخ بسیج دانشجویی و جامعه اسلامی دانشجویان وجود نداشت و تنها به صورت بسیار محدود انجمن های اسلامی دانشجویی به سرکردگی طبرزدی بود، تحکیم و جهاد دانشگاهی عملا مدیریت دانشگاه ها را انجام می داند. ولی از آن تاریخ به بعد دفتر تحکیم وحدت موقعیت مسلط خود را از دست داد.
پیش از آن دفتر تحکیم جزو مدافعان نظام و بازوی اجرایی دولت در داخل دانشگاه بود و با تمام ارگانهای انقلابی نظیر بسیج و سپاه رابطه بسیار نزدیکی داشت وبه نوعی تشکیلات شبه دولتی محسوب شده و امین نظام بود . ولی بعد از سال ۶۸، دفتر تحکیم موقعیت خود را از دست داد و جزو بخش اقلیت نظام شد. از آن تاریخ به بعد تحکیم از فاز دفاع مطلق از حکومت همسو و متحد با جناح چپ یعنی مجمع روحانیون مبارز، سازمان مجاهدین انقلاب به سمت انتقاد محدود از دولت رفت. تحکیم عضو ائتلافی به نام ائتلاف خط امام بود که در این ائتلاف مجمع روحانیون مبارز ، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ، دفتر تحکیم وحدت، انجمن اسلامی معلمین ، انجمن اسلامی مهندسین و انجمن اسلامی جامعه پزشکان حضور داشتند.
این ائتلاف که تحکیم هم جزیی از آن بود در انتخابات مجلس سوم شکل گرفت .در انتخابات شرکت کرد و دو تن از کاندیدهای خود به نامهای اصغر زاده و بهزادی را به مجلس فرستاد.
در دوران خمینی تحکیم مدافع ولایت مطلقه فقیه بود، اما پس از آن مدافع ولایت فقیه در چهارچوب قانون می شود. در این زمان بحث هایی مبنی براینکه اختیارات مطلقه ولی فقیه از آن حکومت است نه شخص و تنها در چهارچوب قانون این اختیارات تعریف می شود، درگرفته بود.
با وجود اینکه در جمع های داخلی تحکیم انتقاداتی از رهبری بیان می شد، اما لبه انتقادات تحکیم مستقیم به سمت رهبری نبود و بیشتر متوجه دولت و سیاست های دولت به خصوص در عرصه اقتصادی بود . در عرصه سیاسی تحکیم کماکان مدافع مطلق گرایی سیاسی و فضای بسته بود . ولی در عرصه اقتصادی و در موضع عدالت وارد انتقادات جدی از دولت می شود . سیاست های دولت را سیاست های سرمایه داری وعا مل گسترش فقر در جامعه می داند. اوج این انتقاد در سال ۷۰ و در دانشگاه پلی تکنیک ، اولین برخورد حکومت با انجمن ها را در پی دارد وزارت اطلاعات چند نفر از اعضای انجمن دانشگاه پلی تکنیک را به اتهام اقدام برای انتشار شب نامه علیه رییس جمهور بازداشت می کند .
اقدام بعدی برای محدود کردن دامنه ی رفتار ی تحکیم ، استفاده از بندی در مرامنامه ی تحکیم بود که طی آن تشکل را ملزم می کرد که حتما ولی فقیه نماینده ای در دفتر تحکیم وحدت داشته باشد . از اینرو و برای اعمال فشار بر روی دفتر تحکیم وحدت، در برخی از دانشگاهها ، نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه با پافشاری بر روی این نکته که آنها باید اساسنامه ی خود را به تایید این نمایندگی برسانند عملا تمام فعالیت انجمن اسلامی ها تحت نظا رت نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه می شد . در پی این اقدام برخی از انجمن های اسلامی دانشجویی تعطیل شده و برخی نیز در دست جریان راست حکومت افتاده و برخی همچون دانشگاه پلی تکنیک ، انجمن اسلامی آن تا یک سال موقتا تعطیل شد . این امر سبب شد تحکیم دچار رکود شده و قدرت سابق خود را از دست داد. برای دو سال ، از سال ۷۱ تا سال ۷۲ ، نشستهای دفتر تحکیم وحدت حتی به حد نصا ب نیز نمی رسید. تحکیم رفته رفته حضور و قدرت خود را تماما از دست می داد.
علنی شدن اختلاف خامنه ای و هاشمی رفسنجانی – ۱۳۷۳
حضور کم رنگ و فروغ دفتر تحکیم، می رفت که این تشکل دانشجویی را به تمامی از صحنه سیاست کشور پاک کند که اتفاقی در سال ۱۳۷۳ ماجرا را دیگر گون ساخت، و آن جدی شدن و علنی شدن اختلاف خامنه ای (رهبر جهموری اسلامی) و هاشمی رفسنجانی ( رییس جمهور نظام جمهوری اسلامی ) بود.
در آن سال آقای خامنه ای موضع بسیار تندی علیه کسانی که" میخو اهند دانشگاه ها را غیر سیاسی کنند" گرفت. این سیاست دولت هاشمی بود که می خواست دانشجو غیر سیاسی باشد . از این موضع گیری آقای خامنه ای برخی از فعالین دفتر تحکیم وحدت استفاده کرده و برای اولین بار پس از ۲ سال، درسال ۷۳ در نشستی در دانشگاه تربیت معلم ، نشست دفتر تحکیم وحدت به حد نصب رسیده و رسمی شد.
اتفاق مهمی که یکسال پیش از آن رخ داده بود، ورود گرایش جدیدی به انجمن ها بود. گرایشی که دیگر در قالب سنتی تحکیم نبود. بلکه هم به لحاظ نظری میخواست خارج از اسلام فقاهتی عمل کند و هم در حوزه سیاسی نگاه بازتری داشته و نمی خو است خود را محدود به گفتمان خط امام و یا طرفداری اسلام امریکایی یا اسلام علوی کند. هسته اولیه این جریان در دانشگاه امیر کبیر شکل گرفت و این انجمن انتخابات انجمن اسلامی را به شکل باز برگزار کرد . یعنی کاندیدا ها اعضای انجمن بودند اما تمام دانشجویان می توانستند رای بدهند.این گرایش نوع ادبیات انتقادی اش از حکومت تغییر کرد. در دانشکده ها شورای صنفی تاسیس کرد و از این تاریخ به بعد با استقبال دانشجویان مواجه شد. بنا براین تحکیمی که از سال ۷۳ به بعد شکل گرفت، بسیار متفاوت با تحکیم قبل بود.
از قبل دو گرایش در دفتر تحکیم وجود داشت، یعنی گرایشی که در اقلیت قرار داشت و میگفت می باید پشتیبان ولی فقیه باشیم. این همان گرایش راستی بود که برخی از انجمن ها را تسخیر کرده بودند. نماد این جریان دانشگاه تهران بود. گرایش بعدی، گرایش سنتی تحکیم بود که معتقد بود که باید در ائتلاف با مجمع روحانیون و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و نیروهای خط امام حرکت کند، که نماد این جریان در ان مقطع دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه تبریز بودند .
اما دانشگاه امیر کبیر در ان مقطع، گرایش جدید و به اصطلاح مدرنی را پایه ریزی کرد که دانشگاه علامه و دانشگاه شیراز نیز به آن نزدیک بودند. از این زمان به بعد بود که این دسته بندی ها در تحکیم شکل گرفت.
با نزدیک شدن به دوم خرداد سال ۷۶ ، وزن گرایش های سنتی و مدرن افزایش یافته و همچنین این دو گرایش علیه گرایش راست تحکیم ائتلاف کردند. گرایش راست روز به روز ضعیف تر و کوچکتر می شد.
تحکیم دوباره فعال شده و شروع به تماس گرفتن با دانشگاهها نمود و در دانشگاه هایی که دفتر انجمن اسلامی تعطیل شده بودند ، دوباره شروع به فعالیت کرند و همین امر موجب جلب دانشجویان جدید به سمت فعالیت و ضعیف تر شدن گرایش راست می شد.
دوم خرداد ۷۶
خاتمی نماینده مشترک گرایش سنتی و مدرن در تحکیم بود. نظر طیف راست بر این بود که دفتر تحکیم اساسا از کاندیدایی حمایت نکند. گو اینکه با ری شهری داد و ستدی بر قرار کرده بودند، ولی به جایی نرسید.
اولین نشست انتخاباتی خاتمی در اسفند سال ۷۵ در دانشگاه صنعتی شریف برگزار شود که مجری ان نشست آقای سعید حبیبی ( که یکی ازبا سابقه ترین فعالین تحکیم هستند) بود.
تحکیم یکی از برندگان دوم خرداد بود. بدنه اصلی ستاد های انتخاباتی خاتمی را فعالین انجمن اسلامی دانشجویان تشکیل میدادند. قدرت تحکیم افزایش پیدا کرده و سبب شد انجمن ها ، در دانشگاههایی که انجمن نداشتند تاسیس شود و برخی از انجمن هایی که از تحکیم خارج شده بودند مانند دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشگاه همدان، دانشگاه اهواز( که گرایش راست داشتند و حاضر به همکاری با تحکیم نبودند) دوباره به تحکیم بپیوندند. در برخی از دانشگاه ها نیز که به تازه گی بنا شده بودند، مانند دانشگاه علوم پزشکی کاشان، دانشگاه علوم پزشکی گیلان، دانشگاه یزد ، انجمن های دانشجویی تاسیس شده و در فاصله کوتاهی ، تعداد دانشگاه هایی که در تحکیم نماینده داشتند و قبل از دو خرداد تعدادشان به ۳۰ یا ۳۲ دانشگاه می رسید، به ۶۰ دانشگاه رسید. به موزات این گسترش وزن جریان مدرن نیز افزایش یافت. نکته جالب این است که طیف مدرن، ظرف مدت ۵ سال از سال ۷۳ تا ۷۸، از اقلیت محض به اکثریت محض رسید. در این سالها جناح راست بسیار کوچک شده بود و عملا نقشی در مناسبت درونی تحکیم نداشت. اما بعد از دوم خرداد، چالشها بین جریان سنتی و جریان مدرن بالا گرفت.
در این مقطع جریان سنتی با جریان راست علیه طیف مدرن ائتلاف کردند.
۱۸ تیر- ایجاد ترک در دید نبست به اصلاحات و اصلاح طلبان حکومتی
از فردای شب فاجعه کوی دانشگاه در ۱۸ تیر، دفتر تحکیم وحدت علی رغم توصیه اصلاح طلبان به طور جدی وارد ماجرا شده و رهبری اعتراضات را به دست گرفت. جلسه ی شورای تهران دفتر تحکیم وحدت، به این جمعبندی رسید که نسبت به این ماجرا واکنش نشان دهند. روز اول بعد از فاجعه، انجمن دانشگاه تهران اعلام تجمع و یک روز پس از آن یعنی از یکشنبه تاسه شنبه دفتر تحکیم درون دانشگاه تهران اعلام تحصن نمود. تاکتیک تحکیم این بود که با ایجاد فشار از طریق دعوت مردم به سردر دانشگاه و تحصن دانشجویان در داخل تحصن نهایتا حکومت تضمین دهد که دادگاه بررسی و محاکمه آمران و عاملان برگزار می شود، از دانشگاه اعاده حیثیت می شود، روزنامه سلام رفع توقیف گردد، بررسی طرح اصلاحیه قانون مطبوعات که آزادی مطبوعات را محدود تر می کرد، متوقف شود، و نهایتا لطفیان فرمانده پلیس وقت کشور برکنار شود.
در روز نخست تحکیم بسیار قوی بوده و مستقیما با بیت رهبری وارد مذاکره شده و آنها نیز شروط تحکیم را پذیرفتند، ولی در این بین اهمال و تعلل خاتمی در برخورد با ماجرا موقعیت تحکیم را بسیار مورد ضربه قرار داد. در روز دوم شکافی بین دانشجویان معترض به وجود آمده بود که بخشی از دانشجویان تمایل به خروج از دانشگاه و انجام شورش کور خیابانی را و عده ای نیز تمایل به ماندن در دانشگاه داشتند، به همین علت این تحصن و اعتراض به بن بست رسید.
نشست گرگان- استراتژی عبور از خاتمی ۷۹ ، تشکیل طیف علامه ۸۰
با توجه به تجربه کوی دانشگاه، که آغاز شکاف و زاویه در نگاه نسبت به اصلاحات و اصلاح طلبان را در پی داشت، و همچنین حکم حکومتی آیت الله خامنه ای در مورد قانون مطبوعات؛ در سال ۸۰ و طی نشستی در گرگان، استراتزی عبور از خاتمی توسط علی افشاری، دبیر سیاسی وقت دفتر تحکیم مطرح شد . تبیین این استرتژی بدین شکل بود که شخص خود خاتمی منظور نظریه پردازان تحکیم نیست، بلکه در اصل این موضوع مطرح بود که دفتر تحکیم خود را از نظام سیاسی جدا کرده و به عنوان یک نیروی مستقل، قدرت را به صورت اصولی و همه جانبه نقد کند.
این موضوع موجب تشکیل دسته بندی جدیدی در تحکیم شده و انتخابات تحکیم در سالهای ۷۹ و ۸۰ دستخوش تنشهای بسیاری گردید. در نهایت جریان مدرن با اکثریت از این گرایش حمایت کرد ولی برخی مسایل از جمله فضای امنیتی و بازداشت بسیاری از فعالین سرشناس تحکیم، از جمله علی افشاری، سبب شد در انتخابات درونی تحکیم به نتیجه مطلوب نرسد. برخورد شدید دستگاههای امنیتی و همینطور گماشتن برخی افراد نفوذی در انجمن ها ، دخالتهای آشکار و پنهان وزارت اطلاعات، قوه قضاییه و بیت رهبری توانستند طیف شیراز دفتر تحکیم را در سال ۸۰ تشکیل دهند.
وجه تسمیه طیف علامه این بود جریان مدرن تحکیم در سال ۸۰ در دانشگاه علامه انتخابات خود را برگزار کرد و گرایش سنتی تحکیم که از حمایت نهاد های امنیتی نیز برخوردار بود با تشکیل جلسه ای در دانشگاه شیراز و انجام انتخابات، خود را به نام طیف شیراز معرفی کرد.
اکثریت قاطع دانشگاه ها با طیف علامه همسو بوده و دانشگاه تهران و تبریز نیز که بی طرف بودند به طیف تحکیم علامه پیوستند.
علی رغم تمام فشارهای نهاد های امنیتی طیف علامه دفتر تحکیم توانسته بود خود را به عنوان قویترین تشکل دانشجویی منتقد قدرت و ادامه دهنده خط تحکیم تثبیت کرده بود. تحکیم شیراز عملا فعالیت نداشته و حتی در سال ۸۰ که از بدنه اصلی تحکیم جدا شدند از آرای قانونی تنها توانسته بودند دانشگاه گیلان، دانشگاه شیراز، دانشگاه علوم پزشکی کاشان(که بعدها به طیف علامه بازگشتند ) و دانشگاه قزوین را با خود همراه داشت. بنا براین ، طیف شیراز از همان ابتدا جریانی جعلی بود که طبق اساسنامه و ساز و کار حقوقی نمیتوانستند از عنوان تحکیم استفاده کنند و تنها با حمایت نهادهای امنیتی توانستند با جعل این عنوان خود را به عنوان تحکیم طیف شیراز معرفی کنند.
آغاز حکومت احمدی نژاد ، اعلام ممنوعیت فعالیت تحکیم، تبدیل شدن تحکیم به اپوزیسیون – ۸۴
تا مقطع سال ۸۴ و در طول ریاست جمهوری خاتمی، طیف علامه وجه قانونی و رسمی داشت ولی در دولت محمود احمدی نژاد به طور کامل ، دستگاههای حکومتی طیف علامه را غیر قانونی و غیر رسمی اعلام کرده از ان مقطع به بعد فعالیت های دفتر تحکیم کاملا شکل اپوزیسیونی پیدا کرد. اگر چه سیاست آن سال تحکیم این بود که خود را در موضع اصلاحات ساختاری قرار دهد. البته نه اینکه خود دفتر تحکیم استراتژی آن را تدوین کند ، بلکه نظر اکثریت اعضای تحکیم در سال ۸۴ این بود که به شکل گیری چنین جریان سیاسی کمک کند.
البته در سالهای بعد به دلیل سرکوب شدید و سنگین دستگاههای امنیتی، از این موضع برگشته و سعی کردند که در حوزه مشترک اصلاح طلبان پارلمانتریستی و اصلاح طالبان ساختار شکن یعنی گرایش های سیاسی رادیکال عمل کنند. البته شرایط بسیار سنگین امنیتی و پلیسی حاکم بر کل فضای جامعه و دانشگاه، اجازه ی فعالیت زیاد در این سالها به تحکیم نداد.
انتخابات سال ۸۸- حمایت از کروبی
آخرین نمود عینی دفتر تحکیم قبل از بازداشت تمام اعضای شورای مرکزی توسط وزارت اطلاعات ، شرکت در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ و حمایت از آقای مهدی کروبی و سپس پیوستن به جنبش سبز بود. پس از آن تمام اعضا ی شورای مرکزی تحکیم، یعنی مهدی عرب شاهی، بهاره هدایت ، میلاد اسدی و مرتضی سیمیاری بازدشت شدند.
همچنین بسیاری از اعضا ی شورای عمومی تحکیم نیز هم اکنون در زندان به سر می برند.
http://adf.ly/1587888/whostheadmin
No comments:
Post a Comment