Friday, October 26, 2012

نامه حسین رونقی از زندان اوین به نسرین ستوده؛ چگونه از ظلم و ستمی که بر تو می رود دل خون نباشیم؟

 حسین رونقی فعال حقوق بشر محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در نامه ای خطاب به نسرین ستوده که این روزها در بند زنان همین زندان در اعتصاب غذا به سر می برد نوشته است: چند روزی است که دست به اعتصاب غذا زده‌ای و می‌دانم برای چه؛ برای دستیابی به حقوق ابتدایی و انسانی‌ات – که نمادی از حقوق همه ماست – و از تو اکنون دریغ شده؛ چنان که از ما هم دریغ شده؛ برای همین نمی‌دانم آیا باید مانند دیگران بگویم که اعتصابت را پایان ده یا نه؟ اگر بگویم آری، تایید سکوت در قبال ناروایی‌ها را چه کنم؟ اگر بگویم نه، پس چرا با تو همراهی نمی‌کنم؟ چرا به غریب وارگی و مظلومیتت می‌نالم؟ چرا تو را، خودم و دیگران را می‌بینم و دم در نمی‌کشم؟
 
به گزارش کلمه، در بخشی از این نامه آمده است: روزی در همین زندان به من گفتی که ایمان دارم کارمان بیهوده نیست؛ راه‌مان درست است و بی‌انجام نیست؛ و تمامی رنج‌های ما ثمر خواهد داشت؛ گفتی در این زمانه تراکم ارتباطات که هیچ رازی سرپوشیده نمی‌ماند، پیروزی با ماست؛ و برایم از آنگ سان سوچی و دیگر مبارزان راه آزادی مثال آوردی، همه آنان که دیر زمانی رنج کشیدند و ایستادگی کردند اما ایمانشان را در کوران ناکامی‌ها از کف ندادند.
 
نسرین ستوده از ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ در بازداشت است و در دادگاه به جرم “اقدام علیه امنیت ملی، تبانی و تبلیغ علیه نظام و عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر” به تحمل ۶ سال حبس تعزیری، ۲۰ سال محرومیت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور و به جرم تظاهر به بی حجابی به ۵۰ هزار تومان جریمه نقدی محکوم شده است.
 
به گزارش کلمه، متن کامل این نامه به شرح زیر است:
 
کسی به فکر گل ها نیست
کسی به فکر ماهی ها نیست
کسی نمی خواهد
باور کند که باغچه دارد می میرد
که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است
که ذهن باغچه دارد آرام آرام
از خاطرات سبز تهی می شود
و حس باغچه انگار
چیزی مجردست که در انزوای باغچه پوسیده است
حیاط خانه ما تنهاست
حیاط خانه ما
در انتظار بارش یک ابر ناشناس
خمیازه می کشد
و حوض خانه ما خالی ست
 
نسرین بانوی عزیز!
 
در راه دشوار آزادی، انسان های آزاده، لاجرم درد‌ها و رنج‌های بسیاری را متحمل می‌شوند؛ دردهایی از جنس نابجای ظلم و ستم؛ اما این درد‌ها و رنج‌ها که ما در کنار هم، برای هدفی مشترک، برای ایران عزیزمان متحمل می‌شویم، بیهوده و بی‌ثمر نیستند.
 
بانوی ایثار!
 
چند روزی است که دست به اعتصاب غذا زده‌ای و می‌دانم برای چه؛ برای دستیابی به حقوق ابتدایی و انسانی‌ات – که نمادی از حقوق همه ماست – و از تو اکنون دریغ شده؛ چنان که از ما هم دریغ شده؛ برای همین نمی‌دانم آیا باید مانند دیگران بگویم که اعتصابت را پایان ده یا نه؟ اگر بگویم آری، تایید سکوت در قبال ناروایی‌ها را چه کنم؟ اگر بگویم نه، پس چرا با تو همراهی نمی‌کنم؟ چرا به غریب وارگی و مظلومیتت می‌نالم؟ چرا تو را، خودم و دیگران را می‌بینم و دم در نمی‌کشم؟
 
بانوی استوار سرزمینم!
 
روزی در همین زندان به من گفتی که ایمان دارم کارمان بیهوده نیست؛ راه‌مان درست است و بی‌انجام نیست؛ و تمامی رنج‌های ما ثمر خواهد داشت؛ گفتی در این زمانه تراکم ارتباطات که هیچ رازی سرپوشیده نمی‌ماند، پیروزی با ماست؛ و برایم از آنگ سان سوچی و دیگر مبارزان راه آزادی مثال آوردی، همه آنان که دیر زمانی رنج کشیدند و ایستادگی کردند اما ایمانشان را در کوران ناکامی‌ها از کف ندادند.
 
نسرین عزیز!
 
ما نیز در کنار تو ایستاده‌ایم و به هدفمان ایمان داریم؛ مگر جز این است که همه ما درد‌ها و شادی های مشترکی داریم؛ پس چگونه از ظلم و ستمی که بر تو می‌رود دل خون نباشیم؟ آری همه خسته دل و رنجوریم، اما واقعیت دیگری نیز هست؛ این واقعیت که به زندان افتادن، اگر برای دفاع از حقوق دیگران، برای حفاظت ازشان و منزلت مردم، و برای صیانت از آزادی، منافع ملی و پیشرفت سرزمینمان باشد، هر چند ظلم است و رنج، افتخار نیز هست؛ از این روست که ما به وجود تو و هم بندیانی چون تو، مفتخریم.
 
امروز، من نیز تصمیم گرفته‌ام برای دستیابی به حقوق خود و مخالفت با ظلم و ستم حاکم و اتفاقات ناگواری که زیر سایه قانون شکنی و قانون گریزی، تبدیل به رویه و عادت شده است، اعتراض کنم. آنچه مسلم است دیگر حربه فریب، تزویر، دروغ و سرکوب کند شده و شناخت و آگاهی مردم، سلاح تهدید، تطمیع و تزویر را از کار انداخته است. سرانجام و ناگریز، بنیادهای ستم فرو می‌ریزد، ظلم به پایان می‌رسد و آزادی طلوع می‌کند.

http://adf.ly/1587888/whostheadmin

دستجردی: نیازمند کمک بانک مرکزی برای تامین ارز داروهای وارداتی هستیم

 وزیر بهداشت اظهار امیدواری کرده است که بانک مرکزی همت خود را تسریع کند تا هر چه سریعتر داروها و ملزومات مورد نیاز از گمرک ترخیص شوند. مرضیه وحید دستجردی گفته است: بخش‌های جراحی قلب، چشم و ... چشم به راه ترخیص این ملزومات هستند.
 
به گزارش ایسنا، مرضیه وحید دستجردی در حاشیه افتتاح خطوط جدید تولید شرکت تجهیزات پزشکی هلال ایران درباره مباحث ارزی تامین دارو و تجهیزات پزشکی مورد نیاز کشور، گفت: برای تامین ارز مورد نیاز دارو با تجهیزات پزشکی در ماه اخیر حدود 300 تا 400 هزار دلار از دو و نیم میلیون دلار مورد نیاز تامین شد و شرکت‌ها توانستند این ارز را دریافت کرده و برخی مواد اولیه و داروهای ساختنی را تامین کنند.
 
وزیر بهداشت با اعلام اینکه مقدار زیادی دارو در گمرک مانده است، افزود: ارز در اختیار شرکت‌ها نبوده و نتوانستند داروها را ترخیص کنند. امیدواریم بانک مرکزی همت خود را تسریع کرده تا هر چه سریعتر داروها و ملزومات مورد نیاز از گمرک ترخیص شوند و بخش‌های جراحی قلب، چشم و ... چشم به راه ترخیص این ملزومات هستند.
 
وزیر بهداشت افزود: تقریبا طی 6ماه نخست امسال هیچگونه ارزی به دارو و تجهزات پزشکی از طریق بانک مرکزی تخصیص نیافت. پیگیری‌های فراوانی در این زمینه انجام داده‌ایم روز گذشته نیز با بانک مرکزی و همچنین وزارت نفت جلسه‌ای داشتیم اتفاقات خوبی افتاده است به طوری که حدود 400 هزار دلار ارز در اختیار شرکت‌ها قرار گرفت. این در حالی است که نیاز ما برای ارز دارو 2/5میلیون دلار و برای تجهیزات پزشکی 650 هزار دلار است.
 
دستجردی ادامه داد: برخی مدیران بانک مرکزی برای تامین ارز مورد نیاز دارو و تجهیزات پزشکی اکنون پای کار هستند. امیدواریم این روند تخصیص‌ها سریع شود تا اتفاقی که در شش ماه نخست امسال نیفتاد در شش ماه دوم جبران شود. در این زمینه از قبل برنامه‌ریزی کرده بودیم و ذخایری داشتیم و تا به حال از ذخایر خود استفاده می‌کردیم.
 

http://adf.ly/1587888/whostheadmin

توقف تولید فولاد زاگرس و تعدیل ۶۲ کارگر در کردستان

 در پی تعدیل ۶۲ کارگر ذوب آهن فولاد زاگرس در استان کردستان، نمایندگان این كارگران با حضور در استانداری کردستان با مسئولان استانداری و مدیرکل تامین اجتماعی استان دیدار کردند.
 
به گزارش ایلنا، در این دیدار نماینده کارگران به مشکلات پیش آمده برای این کارخانه پرداخت و گفت: متاسفانه بعد از چند سال کار و تلاش کارگران کارخانه فولاد زاگرس کردستان در شهرستان قروه که از ۱۰ سال تا ۱۵ سال سابقه کاری داشته‌اند، به دلیل سیاستهای نادرست مدیران و مسئولان غیر متخصص بیكار شده‌اند و تاکنون کسی پاسخگوی این مشکلات نبوده است.
 
این كارگر خطاب به مدیران استانی گفت: مدیریت جدید این کارخانه با جذب نیروهای غیر بومی که تعداد آن‌ها به بیش از ۱۰۰ نفر می‌رسد، به کارگران قدیمی شاغل خود گفته است سر کار حاضر نشوند.
 
او ادامه داد: کارخانه‌ای با این عظمت که با تلاش و کوشش متخصصان و کارگران رونق گرفته است هم اکنون با اخراج ۶۰ نفر رو به نابودی و ورشکستگی رفته و ما از مسئولان می‌خواهیم قبل از اینکه این واحد نیز بطور جدی‌تری دچار مشکل شود بداد کارخانه و کارگران آن برسند.
 
نماینده کارگران با بیان اینکه شرایط سختی کار نیز در این کارخانه رعایت نمی‌شود، افزودند: نبود تجهیزات و ایمن‌سازی محیط کار عامل بروز بیماری‌های ریوی شده و در مواردی پیمانکار کارگران بیمار را اخراج کرده و سایر کارگران بیمار از ترس اخراج بیماری را تحمل می‌کنند.
 
همچنین ۲۵ نفر از کارگرانی که در لیست اخراج قرار دارند، پیش از این دچار حوادث ناشی از کار شده‌اند اما با این حال مدیران کارخانه حاضر به تمدید قرارداد آن‌ها نیستند.
 
در پایان این جلسه قرار بر این شد که مسئولان استانداری در طول یک هفته به بررسی مسائل پیش آمده بپردازند.
 
کارخانه ذوب آهن فولاد زاگرس که از سال ۱۳۸۲ به بهره برداری رسیده و بزرگ‌ترین پروژه صنعتی کردستان نام گرفته، با تولید سالانه هفت هزار تن چدن خام و اشتغال ۳۵۰ کارگر از دو ماه گذشته تولید خود را متوقف کرده است.

http://adf.ly/1587888/whostheadmin

گزارش روزنامه اعتماد از تنبیه جدی دانش آموزان در مدارس

 براي دومين بار از ابتداي سال تحصيلي جديد تنبيه بدني دانش‌آموزان در شهرستان انار استان كرمان رسانه‌يي شد. اين‌ بار يك دانش‌آموز دوم دبيرستاني به مدت چند دقيقه ضربات مشت و لگد معلم عصباني به سر و صورت و شكمش را تحمل كرد تا كار او به بيمارستان، عكسبرداري از سر، سرم و پزشكي قانوني برسد. كمتر از دو هفته گذشته از مهرماه نيز يك دانش‌آموز اول ابتدايي در اين شهرستان تنها به دليل چند دقيقه دير رسيدن به مدرسه از مدير خشمگين مدرسه كتك خورد تا با صورتي سياه و كبود به خانه برگردد و اين روزها به زور و با اكراه به مدرسه برود.
 
پدر علي پسر 16ساله دبيرستاني و دانش‌آموز سال دوم رشته تجربي در گفت‌وگو با «اعتماد» با صدايي گرفته به شرح آنچه بر پسرش گذشت، مي‌پردازد: «حدود ساعت 2 بعدازظهر پسرم در حالي كه گريه مي‌كرد به خانه رسيد. بعد از چند ساعت حالت تهوع پيدا كرد، او را به بيمارستان رسانديم، پزشك گفت بايد تحت مراقبت باشد.»
 
ماجرا چيست؟
 
ماجرا اما از اين قرار بوده، حدود ساعت 9:30 صبح زنگ تفريح دانش‌آموزان دبيرستاني تازه تمام شده، دانش‌آموزان كلاس دوم تجربي در كلاس جمع‌اند، هنوز معلم سر كلاس نيست. علي دم در كلاس ايستاده، معلم كلاس روبه‌رو ناگهان بيرون مي‌آيد و به اين دليل كه علي به در كلاس خودشان ضربه مي‌زده شروع به كتك زدن علي مي‌كند. علي چند بار مي‌پرسد «چي شده آقا، براي چي مي‌زني؟» معلم عصباني اما هيچ توضيحي نمي‌دهد تنها در پاسخ التماس‌‌هاي دانش‌آموز دوم دبيرستاني تكرار مي‌كند: «دهنتو ببند.»
 
علي مي‌گويد: «بيشتر به سرم ضربه مي‌زد و وقتي من دستم را روي سر و صورتم مي‌گرفتم به شكمم مي‌زد تا دست را از روي سرم بردارم و دوباره به سرم ضربه بزند.» پزشكي قانوني آثار ضرب و شتم روي پا، شكم و سر علي را تاييد كرده و پرونده او براي شكايت از معلم خاطي به آموزش و پرورش شهرستان فرستاده شده است. علي فعلا از بيمارستان مرخص شده اما پزشك گفته بايد تحت مراقبت باشد.
 
هم‌مدرسه‌اي‌هاي علي به عنوان شاهدان ماجرا در گفت‌وگو با «اعتماد» به آنچه بر علي گذشت، مي‌پردازند: «معلم هنوز سر كلاس نبود. علي با انگشت به در كلاس خودشان ضربه مي‌زد، معلم كلاس روبه‌رويي بيرون آمد. در گوشه سالن علي را نگه داشت و با مشت به سرش ضربه مي‌زد، بعد هم فاصله حدودا 20 متري تا دفتر مدير را با لگد زدن به علي طي كرد.»
 
دانش‌آموز 16 ساله با صدايي پر از بغض به «اعتماد» مي‌گويد: «وقتي در راهروي مدرسه دبير ادبيات كه اصلا معلم ما نيست و نمي‌شناسمش مرا مي‌زد، معلم‌هاي ديگر از كلاس بيرون آمده بودند و نگاه مي‌كردند اما هيچ‌كس مانع او نمي‌شد.» اين‌طور كه علي مي‌گويد معلم عصباني بعد از كتك زدن در سالن او را كتك‌زنان به سمت راهرو و دفتر مدير مي‌برد و در حالي كه علي كنار ديوار بوده به سر و شكم او ضربه مي‌زده تا بالاخره مدير مدرسه جلوي معلم را مي‌گيرد.
 
در نخستين تماس خانواده علي با مدير مدرسه بعد از اتفاق و مراجعه به پزشك، مدير توصيه مي‌كند: «چون معلم خاطي قبلا هم در اين زمينه پرونده داشته از شكايت‌شان صرف نظر كنند و رضايت بدهند»؛ بقيه معلم‌ها هم همين خواسته را براي همكار خطاكارشان از پدر علي داشتند. اما در پاسخ به سوال پدر علي كه «اگر فرزند خودتان هم بود، رضايت مي‌داديد؟» مدير تاييد مي‌كند «علي بدجور كتك خورد و شما حق داريد.»از طرف بيمارستان، پليس و 110 از ماجرا باخبر مي‌شوند و صبح روز گذشته پرونده به پزشكي قانوني و آموزش و پرورش براي ادامه پيگيري فرستاده مي‌شود. علي در حال حاضر به گفته خودش از ناحيه سر، چشم، دندان و صورت احساس درد مي‌كند و چند بار حالش به هم خورده است.
 
بخشنامه چه مي‌گويد؟
 
همه اين اتفاقات در حالي است كه بر اساس بخشنامه‌هاي آموزش و پرورش تنبيه بدني دانش‌آموزان ممنوع است. اين بخشنامه مي‌گويد: «معلمان تحت هيچ شرايطي حق تنبيه بدني دانش‌آموزان را ندارند و در اين زمينه با معلمان خاطي طبق قانون برخورد مي‌شود.» فاطمه قربان، معاون ابتدايي آموزش و پرورش در اين زمينه چندي پيش تاكيد كرد: «هرگونه تنبيه بدني دانش‌آموزان در مدرسه ممنوع است و هچ‌يك از معلمان و معاونان تحت هيچ شرايطي به علت انجام ندادن تكاليف درسي يا موارد انضباطي، حق تنبيه بدني دانش‌آموزان را ندارند.» به گفته او «تنبيه بدني دانش‌آموزان حتي با ضعيف‌ترين شكل آن، از سوي مدرسه تخلف محسوب مي‌شود، و معلمان و مسوولان مدرسه حق تنبيه خطاكارترين دانش‌آموزان را نيز ندارند، چرا كه براي موارد انضباطي، قانون مصوب شده است و بر اساس آن با دانش‌آموزان خاطي برخورد مي‌شود.»با اين وجود به نظر مي‌رسد اين بخشنامه‌ها چندان بازدارنده نيست؛ چرا كه تنبيه بدني دانش‌آموزان در شهرستان‌هاي دور و نزديك از سوي معلمان، مديران و معاونان مدرسه همچنان اتفاق مي‌افتد و علاوه بر رساندن آسيب‌هاي جدي جسمي به دانش‌آموزان مانند پارگي پرده گوش، فلجي و... با شكستن شخصيت و غرور دانش‌آموزان نوجوان در مقابل ساير همكلاسي‌ها، ريشه‌هاي خشونت و نفرت را در وجود آنها مي‌كارد.
 
واكنش مسوولان به خبر
 
تكرار اين اتفاق در يك ماهه گذشته در شهرستان انار كرمان باعث شد تا با مسوولان آموزش و پرورش شهرستان انار تماس بگيريم. اما نه رييس آموزش و پرورش اين شهرستان و نه معاون او حاضر به پاسخگويي در اين زمينه نشدند. جعفري مسوول حراست آموزش و پرورش اين استان اما در پاسخ به سوال «اعتماد» درباره علت تكرار تنبيه بدني دانش‌آموزان در اين استان مي‌گويد: «مدير قبلي مدرسه را كه كودك هشت ساله را كتك زده بود اخراج كرديم، درباره اتفاق جديد هم در حال پيگيري هستيم.» به گفته او «اين رفتارها از سوي معلمان و مسوولان مدارس كه تحمل‌شان كم است، اتفاق مي‌افتد و اين افراد خودشان بيمار هستند.» مسوول حراست آموزش و پرورش شهرستان انار همچنان مي‌گويد: «پرونده مدير قبلي را به اداره تخلفات فرستاديم و منتظر صدور راي براي ايشان هستيم. با بقيه هم طبق قاعده و قانون رفتار مي‌كنيم و به آنها اولتيماتوم مي‌دهيم.»
 
حسين آذين، نماينده شهرستان رفسنجان و انار در جريان تنبيه كودك هشت ساله توسط مدير هست اما هنوز از تنبيه بدني علي 16 ساله خبر ندارد. او به «اعتماد» مي‌گويد: «چنين رفتارهايي مورد تاييد ما نيست و بايد پيگيري شود اما درباره اتفاق قبلي در اين شهرستان و عكس‌هاي منتشر شده از دانش‌آموز هشت ساله بعد از كتك خوردن كمي اغراق و زياده‌روي و دست كاري شده بود.» با اين وجود او ادامه مي‌دهد: «تنبيه بدني جايي در آموزش و پرورش ندارد و مسوولان بايد در اين زمينه پاسخگو باشند.»
 
جواد هروي، عضو كميسيون آموزش مجلس نيز در گفت‌وگو با «اعتماد» مي‌گويد: «اگر چه اين اتفاقات خوشايند نيست اما در مقابل آمار يك ميليون دانش‌آموز اين موارد جزيي است و ما نمي‌توانيم به كل سيستم آموزش و پرورش تعميم دهيم.» به اعتقاد او ما قوانين و بخشنامه‌هاي لازم در اين زمينه داريم و نيازي به بخشنامه و قانون جديد نيست. تنبيه در مدارس موضوعي است كه هر سال در حال تكرار شدن است، چندي پيش نيز خبرها حاكي از خودكشي دانش‌آموز 17 ساله كبودرآهنگي از ترس والدين و به علت تهديد مدير مدرسه به اخراج بود. اما واقعيت اين است كه اخبار منعكس شده در رسانه‌ها درباره تنبيه بدني دانش‌آموزان تنها بخشي از اتفاقاتي است كه در مدارس دور و نزديك كشور مي‌افتد. چرا كه بسياري از خانواده‌ها فرصت يا جسارت و آگاهي لازم در اين زمينه را ندارند يا در نخستين اعتراض‌شان به مسوولان مدرسه با تهديد اخراج فرزندشان روبه‌رو مي‌شوند و از ادامه كار صرف ‌نظر مي‌كنند. با اين وجود هرازچندگاهي انتشار فيلم‌ها و اخباري در فضاي مجازي درباره تنبيه بدني دانش‌آموزان پرده از واقعيت برخورد با دانش‌آموزان در مدارس در شهرستان‌هاي دور و نزديك برمي‌‌دارد. در اين ميان مشكلات شخصي معلمان و مديران، كمبود امكانات مدارس و... هم اين روزها توجيهي براي تنبيه بدني دانش‌آموزان در مدارس شده است.
 
منیع: روزنامه اعتماد
 

http://adf.ly/1587888/whostheadmin

نسرین ستوده و جعفر پناهی برنده جایزه حقوق بشری ساخاروف شدند

 نسرین ستوده، فعال حقوق بشر زندانی، و جعفر پناهی، فیلمساز، روز جمعه، پنجم آبان‌ماه، به عنوان برندگان جایزه حقوق بشری ساخاروف معرفی شدند.  این نخستین بار است که این جایزه به دو نفر از ایران تعلق می‌گیرد.

 
به گفته گزارشگر رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی در استراسبورگ فرانسه، جایزه ۵۰ هزار یورویی ساخاروف، جایزه پارلمان اروپا، به دلیل «آزادی اندیشه» به نسرین ستوده و جعفر پناهی تعلق گرفته است.
 
فدراسيون بين‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران، از اعطای «جايزه ساخاروف»‌ به نسرين ستوده و جعفر پناهی توسط پارلمان اروپا استقبال کرده‌اند. این جایزه هر سال به فعالان حقوق بشر و دموکراسی در جهان اهدا می‌شود.
 
نسرین ستوده، فعال حقوق بشر که از دو سال پیش در ایران زندانی است، به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» به شش سال زندان و جعفر پناهی نیز که در حال حاضر به قید وثیقه آزاد است، به شش سال حبس تعزیری و ۲۰ سال ممنوعیت کاری محکوم شده است.
 
ماریکه شخایک، عضو پارلمان اروپا که خانم ستوده و آقای پناهی را برای این جایزه نامزد کرده بود، در گفت‌و‌گو با رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی گفته است که این جایزه «سیگنالی قوی» از سوی مردم اروپا به مردم ایران است تا بدانند که اروپا آن‌ها را فراموش نکرده است و در جریان تلاش روزانه آن‌ها برای احقاق حقوقشان است.
 
خانم شخایک ابراز امیدواری کرد که این جایزه موجب لغو احکام نسرین ستوده و جعفر پناهی و همچنین سایر زندانیان سیاسی شود.
 
رضا خندان، همسر نسرین ستوده، روز جمعه در گفت‌و‌گو با رادیوفردا اظهار کرد که به باور وی اهدا شدن این جایزه به خانم ستوده تغییری در شرایط زندان ایجاد نخواهد کرد و مسئولان «از کنار این جایزه با بی‌تفاوتی خواهند گذشت».
 
نسرین ستوده از ۲۶ مهرماه، ۱۰ روز پیش، در اعتراض به شرایط نگهداری‌اش در زندان و همچنین فراهم نشدن امکان ملاقات حضوری با فرزندان و خانواده‌اش دست به اعتصاب غذا زده است. وی اول آبان‌ماه در پی این اعتصاب، به بهداری زندان اوین منتقل و پس از تزریق سرم، بار دیگر به بند بازگردانده شد.
 
در همین حال شیرین عبادی، حقوق‌دان و فعال حقوق بشر، روز جمعه در گفت‌و‌گو با رادیوفردا، ضمن تبریک به نسرین ستوده و جعفر پناهی، گفت این جایزه موجب می‌شود تا توجه افکار عمومی به نقض حقوق بشر در ایران جلب شود.
 
برنده جایزه نوبل صلح ۲۰۰۳ در عین حال ابراز امیدواری کرد که این جایزه موجب شود حکومت ایران به حقوق فعالان و زندانیان سیاسی احترام بگذارد.
 
جایزه‌ ساخاروف پیش از این به افرادی از جمله نلسون ماندلا، آن ‌سان سوچی، کوفی عنان و فعالان بهار عربی اهدا شده است.
 
منیع: رادیو فردا
 

http://adf.ly/1587888/whostheadmin

«بمباران کارخانه اسلحه‌سازی سودان هشدار به ایران بود»

 در پی انفجار کارخانه اسلحه سازی خارطوم، برخی رسانه‌های غربی نوشتند که بمباران احتمالی این کارخانه به وسیله اسرائيل هشداری به ایران بوده است. فاصله اسرائيل تا سودان بیشتر از فاصله این کشور با ایران است.
 
به گزارش دویچه وله فارسی، نیمه‌شب سه‌شنبه (۲۳ اکتبر، ۳ آبان) یک کارخانه اسلحه‌سازی بزرگ در جنوب خارطوم پایتخت سودان منفجر و طعمه حریق شد. ساعاتی بعد احمد بلال‌عثمان وزیر اطلاعات سودان مدعی شد که چهار جنگنده اسرائيلی این کارخانه را بمباران کرده‌اند. وی گفت که سودان مستندات خود را به زودی تسلیم شورای امنیت سازمان ملل می‌کند و از اسرائيل انتقام خواهد گرفت.
 
دو روز پس از طرح این ادعا رسانه‌های اسرائیلی به نقل از مخالفان دولت سودان نوشتند که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در کارخانه اسلحه‌سازی خارطوم برای جنبش حماس در باریکه‌غزه جنگ‌افزار تولید می‌کرده است. همزمان اشپیگل‌آنلاین و زود دویچه تسایتونگ نوشتند که هواپیماهای اسرائیلی برای بمباران کارخانه اسلحه‌سازی خارطوم می‌بایست با محاسبه بازگشت ۴ هزار کیلومتر پرواز می‌کردند. در حالی که برای بمباران تاسیسات هسته‌ای ایران در نطنز و قم و پارچین به پرواز کوتاه‌تری نیاز دارند.
 
این دو رسانه، نتیجه گرفته‌اند که بمباران احتمالی کارخانه اسلحه‌سازی سودان می‌تواند هشداری به جمهوری اسلامی ایران بوده باشد.
 
همکاری‌های نظامی ایران و سودان
 
متهم ساختن جمهوری اسلامی ایران به تامین اسلحه برای حماس از طریق سودان تازگی ندارد. براساس یک گزارش محرمانه سفارت آمریکا که از سوی ویکی‌لیکس منتشر شده است، بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر اسرائيل در ماه آوریل سال ۲۰۰۹ گفته بود: «خط انتقال اسلحه از ایران به سودان و از سودان به مصر کشیده شده است.» منظور نتانیاهو جنگ‌افزارهائی بود که به دست حماس در باریکه غزه می‌رسید.
 
در واکنش به اتهاماتی که دولت سودان به اسرائيل وارد کرده است، اهود باراک وزیر دفاع اسرائيل گفته است:«چیزی درباره حادثه وجود ندارد که من بتوانم درباره آن نظر بدهم.»
 
سیلوان شالوم معاون نخست‌وزیر، موشه یعلون(وزیر امور راهبردی) و عاموس گیلعاد (مدیرکل بخش سیاسی - امنیتی وزارت دفاع) اسرائیل در مصاحبه‌هائی جداگانه ادعا کردند که سودان هم پیمان جمهوری اسلامی است و برای باریکه غزه اسلحه تامین می‌کند. این مقام‌ها اما حاضر نشدند توضیح بدهند که آیا کارخانه اسلحه‌سازی خارطوم به وسیله جنگنده‌های اسرائيلی بمباران شده است یا نه.
 
همکاری‌های نظامی جمهوری اسلامی با سودان امر پنهانی نیست. در ماه مارس سال ۲۰۰۸ میلادی ایران و سودان یک پیمان همکاری نظامی امضا کردند. برپایه گزارش اشپیگل‌آنلاین از آن‌زمان سپاه پاسداران سربازان سودانی را آموزش می‌دهد.
 
انبارهای موشکی مشترک در دارفور
 
برخی سرویس‌های اطلاعاتی غرب گزارش داده‌اند که ایران و سودان توانستند در جریان شورش مخالفان معمر قذافی در لیبی، موشک‌های زمین به‌هوای ارتش لیبی را ضبط و به دارفور منتقل کنند. به‌نظر سرویس‌های اطلاعاتی غرب سودان کنترل دارفور را به سپاه پاسداران سپرده است.
 
سودان به‌خاطر سرکوب اقلیت‌های مذهبی و نقض حقوق‌بشر از سوی جامعه جهانی تحریم و حکم بازداشت بین‌المللی برای رئیس‌جمهور مستبد آن عمر البشیر صادر شده است، با این همه منابع غربی اطمینان دارند که این کشور در سال‌های اخیر بر میزان ذخایر تسلیحاتی خود افزوده است.
 
وبسایت اسرائيلی دبکا که گفته ‌می‌شود پیوند نزدیکی با موساد دارد، به استناد گزارش‌های سرویس‌های اطلاعاتی غربی نوشته است که ایران در کارخانه یرموک موشک‌های شهاب تولید می‌کرده است. این کارخانه در واقع به‌عنوان انبار ذخیره ایران برای زمانی درنظر گرفته شده بود که اسرائيل انبارهای تسلیحاتی مهم این کشور را بمباران کند.

http://adf.ly/1587888/whostheadmin