Wednesday, August 1, 2012

شیرین عبادی و سازمان های حقوق بشری: دولتمردان ایران زندانیان سیاسی را گروگان گرفته اند

شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، به همراه فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران در بیانیه ای مشترک به بدرفتاری حکومت ایران با زندانیان سیاسی و عقیدتی اعتراض کردند.
 
در این بیانیه مشترک آمده است: «شرایط زندانیان در ایران روزبه‌روز بدتر می‌شود. زندانیان سیاسی و عقیدتی در طی بازداشت پیش از محاکمه مورد شکنجه و بدرفتاری های دیگر قرار می‌گیرند، به وکیل و خانواده و امکانات قانونی دسترسی ندارند و در پی آن در شرایطی که بسیار از موازین بین‌المللی محاکمة عادلانه به دور است بر اساس اتهام‌های مربوط به فعالیت حرفه ای، فعالیت حقوق بشری، آزادی بیان، گردهمایی و تشکل و دیگر حقوق قانونی خود که در عهدنامه‌های بین‌المللی حقوق بشری به رسمیت شناخته شده و جمهوری اسلامی ایران نیز عضو آن‌ها است، مورد محاکمه قرار می‌گیرند.» 
 
زندانیان سیاسی، پس از محاکمه هایی که اغلب تنها چند دقیقه طول می‌کشد، حکم های به شدت ناعادلانه ای دریافت می‌کنند که گاهی حتی براساس قوانین پرنقص و ایراد ایران نیز غیرقانونی است. یک مثال شناخته‌شدة آن “زندان در تبعید“ در زندان‌های دورافتاده است که در هیچ‌یک از قوانین ایران وجود ندارد و در عمل هم زندانیان و هم خانواده‌های آن‌ها را مجازات می‌کند. 
 
خانواده‌های زندانیان سیاسی اغلب به شکل‌های دیگر نیز مورد آزار قرار می‌گیرند. گاهی، بعضی از اعضای خانواده یک زندانی تنها به خاطر رسانه ای کردن وضعیت زندانی خود یا پیگیری وضعیت او نزد مقامات قضایی بازداشت یا به زندان محکوم می‌شوند. در موارد دیگر، ماموران امنیتی در حیطه خصوصی خانواده زندانی مداخله می‌کنند و برای مثال به زنان توصیه می‌کنند تا از شوهران خود شکایت کنند یا از آنها طلاق بگیرند.
 
بسیاری از زندانیان سیاسی بعدا در طی گذراندن محکومیت خود مورد آزار قرار می گیرند و اغلب با پرونده سازی اتهام‌های تازه‌ای علیه آن‌ها مطرح می‌شود تا پیش از به پایان رسیدن دوره محکومیت آن‌ها یا حتی پس از آن مدت زندان آن‌ها را افزایش دهند. زندانیان سیاسی و عقیدتی گاهی به زندان‌های دورافتاده تبعید می‌شوند، با وجود اینکه “زندان در تبعید” در حکم آن‌ها وجود ندارد.
 
بسیاری از زندانیان عقیدتی به شدت نیازمند امکانات درمانی و رسیدگی پزشکی مناسب هستند که در زندان های مختلف وجود ندارد، اما دولتمردان اغلب از ارائه خدمات درمانی الزامی که در عهدنامه های بین المللی و آیین‌نامه زندان‌های ایران مقررشده است، سر باز می‌زنند.  
 
شیرین عبادی، فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران گفتند: ما همواره توجه جامعه بین المللی را به شرایط زندانیان سیاسی در ایران جلب کرده‌ایم، از جمله در گزارش مشترک فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران با عنوان «ایران: سرکوب آزادی، زندان، شکنجه، اعدام … سیاست دولتی اختناق» (http://www.fidh.org/spip.php?action=telecharger&arg=5785). اینک یک بار دیگر توجه جامعه بین‌المللی را به وضعیت زندانیان عقیدتی زیر که به تازگی مورد بدرفتاری قرار گرفته‌اند جلب می‌کنیم، اما باید تأکید نماییم که این فهرست تنها تعداد کمی از زندانیان مورد آزار را در بر می‌گیرد و به هیچ وجه قطعی و کامل نیست.
 
نرگس محمدی در روز 19 تیرماه پس از آسیب دیدگی صورت در اثر زمین خوردن از زندان به بیمارستان منتقل شد. او دچار فلج عضلانی و تشنج است. خانواده وی به مدت 12 روز از خانم محمدی کاملا بی‌خبر بود تا این که او پس از بازگشت به زندان در اوایل مرداد ماه با آن‌ها تماس گرفت و گفت به مدت 5 روز حتا بینایی خود را از دست داده بود. با وجود حضور زندانبانان در اتاق او، ماموران زندان شب‌ها در زمان خواب دست‌های او را با دست‌بند به تخت می‌بستند. خانم محمدی نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر است که محکومیت شش سال زندان خود را به اتهام‌های مربوط به فعالیت‌های حقوق بشری می‌گذراند. دولتمردان ایران که او را به طور غیر قانونی به زندان زنجان به میان زندانیان عادی منتقل کرده‌اند، سرانجام امروز، 10 مرداد، به او مرخصی دادند تا درمان خود را در بیرون از زندان دنبال کند. اما روشن نیست که این مرخصی چه مدت ادامه خواهد داشت.
 
زینب جلالیان دچار خونریزی روده و مشکلات بینایی ناشی از شکنجه در طی بازجویی‌های پیش از محاکمه است. این زندانی سیاسی کُرد به حبس ابد محکوم است و در زندان سنندج به سر می‌برد.   
 
کبری بنا زاده امیرخیزی و صدیقه مرادی، دو زندانی سیاسی، در تاریخ 21 تیرماه به زندان قرچک منتقل شدند که زندانی با شرایط به شدت غیراستاندارد و محل نگهداری زندانیان عادی است. این دو به اتهام هایی که گفته می‌شود به نسبت خانوادگی آن‌ها با اعضای گروه‌های مخالف در خارج مربوط است، به ترتیب به 5 سال و 10 سال زندان در تبعید محکوم هستند.
 
نسرین ستوده، وکیل حقوق بشری و عضو کانون مدافعان حقوق بشر، محکومیت 6 سال زندان خود را در زندان اوین می‌گذراند. براساس اطلاعات دریافتی در تاریخ 21 تیرماه، دولتمردان همسر و حتا دختر 12 ساله او را از خروج از ایران ممنوع کردند.    
 
هانیه فرشی شتربان، وبلاگ نگار که محکومیت 7 سال زندان را در زندان اوین می‌گذراند و دچار بیماری کلیه و مثانه است، در اواخر تیر ماه به وسیله بهداری زندان از درمان و رسیدگی پزشکی و تحویل دارو محروم شد.
 
محمد سیف زاده دچار بیماری‌های حاد است، از جمله درد شدید پاها و زانوها، مشکلات کمر و تحت فشار بودن نخاع، آرتروز گردن و دست‌ها و ناراحتی قلبی. او از دی‌ماه سال 1390 از برخی خدمات پزشکی محروم بوده است. آقای سیف زاده، وکیل دادگستری و عضو مؤسس کانون مدافعان حقوق بشر، بر اساس اتهام‌های مربوط به فعالیت‌های حقوق بشری خود محکومیت دو سال زندان را در زندان اوین می‌گذراند و به خاطر نگارش نامه‌های انتقادی سرگشاده با اتهام‌های تازه‌ای روبه‌رو شده است.
 
عبدالفتاح سلطانی دچار کم‌خونی و بیماری‌های دیگر است و باید در اوایل تیرماه به بیمارستان اعزام می شد، اما پافشاری مسئولان زندان برای بردن او با دست‌بند اعزام او را منتفی کرد. آقای سلطانی، وکیل دادگستری و عضو مؤسس کانون مدافعان حقوق بشر، از شهریور 1390 در بازداشت است و به تازگی به خاطر فعالیت‌های حقوق بشری خود به 13 سال زندان در تبعید در شهر دورافتاده برازجان محکوم شد. در صورت تبعید او به برازجان، خانواده وی باید هر بار برای ملاقاتی کوتاه 1200 کیلومتر در رفت و 1200 کیلومتر در برگشت در سفر باشند.
 
شاهرخ زمانی، فعال سندیکایی، یک هفته پس از انتشار نامه سرگشاده‌ای که در آن شرایط به‌شدت بد زندان یزد را مورد انتقاد قرار داده بود، در تاریخ 8 مرداد به بند قرنطینه زندان یزد منتقل شد. او که به اتهام‌های مربوط به فعالیت برای تشکیل اتحادیه مستقل کارگری به 11 سال زندان محکوم شده است، در اردیبهشت ماه 1391 از شهر محل سکونت خود تبریز در شمال غربی ایران به زندان یزد “تبعید شد“، با وجود اینکه “زندان در تبعید“ در حکم او وجود ندارد.
 
محمد صدیق کبودوند برای ملاقات با پسرش که به یک بیماری علاج‌ناپذیر دچار است، به تازگی دست به اعتصاب غذای طولانی‌ زد که پس از 59 روز در تاریخ 3 مرداد خاتمه یافت. آقای کبودوند، رئیس سازمان حقوق بشر کردستان، که محکومیت 10 سال و شش ماه زندان خود را به اتهام‌های مربوط به فعالیت حقوق بشری می‌گذراند، در زندان سه بار دچار حمله مغزی و یک بار دچار سکته قلبی شده و از ناراحتی‌های مربوط به پروستات و کلیه و نیز سرگیجه و بیهوشی در رنج بوده است. با وجود این، از امکان درمان ضروری به طور منظم برخوردار نشده است.
 
بهمن احمدی امویی، روزنامه‌نگار اقتصادی، محکومیت 5 سال زندان خود را می‌گذراند. در تاریخ 22 خرداد 1391 که زندانیان سیاسی در بند 350 زندان اوین مراسمی برای یادبود سالگشت در گذشت زندانی سیاسی مرحوم هدی صابر برگزار کردند، مسئولان زندان او و چند تن از زندانیان دیگر را به سلول انفرادی منتقل کردند. در پی آن آقای احمدی امویی به زندان دورافتاده رجایی شهر منتقل شد و در آنجا مورد اهانت قرار گرفت و نزدیک به 20 روز در سلول انفرادی باقی‌ماند. با وجود اینکه در حکم محکومیت او “زندان در تبعید“ وجود ندارد، او هنوز در زندان رجایی شهر است. 
 
انور حسین پناهی، فعال مدنی کُرد، که محکومیت 16 سال زندان خود را در زندان سنندج می‌گذراند، دچار عفونت کلیه و روده است. براساس گزارش‌های مربوط به دوره پیش از محاکمه، دنده‌های او در اثر شکنجه شکست و او را در شب‌های سرد زمستان بدون لباس در حیاط زندان نگه می‌داشتند. یکی از برادران او در شرایطی مشکوک، زمانی که برای ارائه تومار امضا حاکی از بی‌گناهی وی به نزد مقامات قضایی می‌رفت، به قتل رسید. برادر دیگر او چند بار بازداشت شد، در حدود 50% از بینایی خود را در زیر شکنجه از دست داد و سپس به یک سال زندان محکوم شد.
 
ابوالفضل قدیانی، فعال سیاسی، دچار ناراحتی قلبی است و چند بار تحت عمل جراحی قرار گرفته است. بنا به گزارش ها، دیروز (9 مرداد)، ماموران زندان او را پس از ضرب و شتم و زدن دستبند به بیمارستان بردند تا مورد معاینه قلب قرار بگیرد، اما او در اعتراض از معاینه خودداری کرد و به زندان بازگردانده شد. در اواخر تیرماه، مسئولان از دادن مرخصی درمانی به او به توصیه کمیسیون پزشکی سر باز زدند. آقای قدیانی بنا بود در پایان محکومیت یک سال زندان خود در اوایل آذرماه 1390 آزاد شود، اما دولتمردان با طرح اتهام‌های تازه “اهانت به مقام رهبری به ریاست جمهوری“ او را به یک سال زندان دیگر محکوم کردند. او با اتهام‌های تازه‌ای نیز روبه‌رو است.
 
مصطفی تاج‌زاده، معاون پیشین وزیر کشور، محکومیت 6 سال زندان خود را می‌گذراند و دچار دیسک کمر، آرتروز گردن‌ و بیماری پوستی و مشکلات بینایی است. دولتمردان از انتقال او به بند عمومی زندان سر باز می‌زنند.
 
کورش کوهکن، فعال سیاسی، محکومیت سه سال و شش ماه زندان خود را می‌گذراند. مینسک زانوی راست او زیر شکنجه پاره شد. در اواخر تیرماه، او در اثر قفل شدگی زانو از پله‌ها پایین افتاد و مسئولان زندان از درمان به موقع او کوتاهی کردند.
 
کیوان صمیمی بهبهانی، روزنامه‌نگار با سابقه و مدافع حقوق بشر، محکومیت 6 سال زندان خود را در زندان دورافتاده رجایی شهر می‌گذراند و دچار بیماری خطرناک کبدی است.
 
سعید متین پور، فعال فرهنگی آذری ایرانی و روزنامه‌نگار، محکومیت 8 سال زندان خود را می‌گذراند و دچار عفونت ریه است.
 
احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار، محکومیت 6 سال زندان را می‌گذراند و دچار کاهش شدید وزن به دلایل ناروشن است. 
 
حشمت‌الله طبرزدی، فعال سیاسی، محکومیت 8 سال زندان را می‌گذراند و دچار مشکلات قلبی و فشار خون بالا است.
 
عبدالله مؤمنی، فعال سیاسی، محکومیت چهار سال و 11 ماه زندان را می‌گذراند و دچار مشکلات کلیوی، بیماری پوستی و مشکلات شنوایی ناشی از صدمه به پرده گوش در زیر شکنجه است. او با اتهام‌های تازه‌ای روبه‌رو است.
 
قاسم شعله سعدی، وکیل دادگستری، محکومیت یک سال و نیم زندان را می‌گذراند بود و گویا در اثر شکنجه در دوره قبلی زندان دچار آسیب نخاعی شده است. او با اتهام‌های تازه‌ای روبه‌رو است.
 
حامد روحی نژاد، دانشجو، محکومیت 10 سال زندان خود را در تبعید در زندان زنجان می‌گذراند. او دچار بیماری ام اس است و در اثر آن یکی از دست‌هایش ازکارافتاده و بینایی و شنوایی اش دچار مشکلات جدی شده است.
 
محمد حسین کاظمینی بروجردی، روحانی مخالف، که محکومیت 11 سال زندان خود را در زندان اوین می‌گذراند، گویا دچار بیماری پارکینسون، دیابت، فشار خون بالا، مشکلات قلبی و کلیه و کاهش بینایی یکی از چشمان خود است.
 
صالح کهندل، زندانی سیاسی، محکومیت 10 سال زندان خود را در زندان دورافتاده رجایی شهر می‌گذراند و دچار نوسان شدید پلاکت های خونی است.
 
سیامک ایقانی، از پیروان آیین بهایی، محکومیت 3 سال زندان را در سمنان می‌گذراند و دچار مشکلات ریوی و روماتیسم است.
 
محسن جوادی افضلی، زندانی سیاسی، محکومیت دو سال و نیم زندان خود را در زندان اوین می‌گذراند و دچار عفونت حاد گوش و مشکلات شنوایی است.
 
جعفر اقدامی، زندانی سیاسی، محکومیت 10 سال زندان خود را در زندان دورافتاده رجایی شهر می‌گذراند و دچار سندرم عصبی در کمر و پا است که ممکن است به فلج کامل او بیانجامد.   
 
ابراهیم (نادر) بابایی، زندانی سیاسی، محکومیت 6 سال زندان خود را در زندان دورافتاده رجایی شهر می‌گذراند و دچار ناراحتی قلبی و دیسک کمر است.
 
آرش هنرور شجاعی، روحانی، محکومیت 4 سال زندان خود را در زندان اوین می‌گذراند و دچار ناراحتی قلبی و صرع است.
 
عبدالکریم لاهیجی، نایب رئیس فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و رئیس جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران، گفت: «زندانیان سیاسی و عقیدتی گروگان هایی در دست دولتمردان ایران هستند که نهایت فشار را بر آن‌ها و خانواده‌های آن‌ها وارد می‌آورند. این دولتمردان همواره مقررات “مجموعه اصول حمایت از تمام اشخاص در هر شکلی از بازداشت یا زندان” مصوب مجمع عمومی سازمان ملل در دسامبر 1988 و “اصول حداقل استاندارد برای رفتار با زندانیان مصوب شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل در 13 مه 1977” را زیر پا می‌گذارند. آنها از ارائه خدمات درمانی مناسب و منظم به زندانیان سیاسی سر باز می‌زنند، آن‌ها را از تمام حقوق دیگر محروم می‌کنند و مورد همه گونه شکنجه، مجازات‌های غیرانسانی و بدرفتاری های دیگر قرار می‌دهند. آن‌ها حتا خانواده‌های زندانیان سیاسی را نیز مجازات می‌کنند.»
 
 

http://adf.ly/1587888/whostheadmin

خانواده خسروی: آقای لاریجانی! چگونه حکم شش سال حبس به اعدام تبدیل می شود؟

غلامرضا خسروی از زندانیان سیاسی دهه شصت که پیش از این در دادگاه تجدیدنظر به شش سال حبس تعزیری محکوم شده بود در آستانه اعدام قرار دارد. حکم اعدام وی به اجرای احکام دادسرای امنیتی زندان اوین ارسال شده است و بنا به اخبار غیررسمی این حکم در شهریور ماه به اجرا در خواهد آمد.  
 
خانواده غلامرضا خسروی با ابراز نگرانی از به اجرا درآمدن حکم اعدام به "جرس" می گوید: "حکم اعدام غلامرضا به اجرای احکام اوین ارسال شده است. البته پیش از این بازجوها گفته بودند در خرداد ماه حکم اجرا می شود و حالا بدون اینکه بطور رسمی اعلام کنند می گویند شهریور ماه حکم اجرا می شود. خلاصه می خواهند تحت فشار ئ استرس قرار دهند."
 
غلامرضا خسروی در سال 86 در شهرستان رفسنجان توسط ماموران وزارت اطلاعات به اتهام جاسوسی بازداشت شد. وی در آبان سال 87 در شهر رفسنجان مورد محاکمه قرار گرفت و به سه سال حبس تعزیری و سه سال حبس قطعی محکوم شد. حکمی که با اعتراض دادستان رفسنجان سه سال حبس تعلیقی وی به تعزیری تبدیل شد. خسروی در دوران بازجویی جهت اخذ اعترافات تلویزیونی چهل ماه در سلولهای انفرادی تحت فشار قرار داشت اما هرگز حاضر به مصاحبه و اعتراف اجباری نشد.
 
این عضو خانواده خسروی می افزاید: "غلامرضا ابتدا در رفسنجان دستگیر می شود و بخاطر اتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق حکم زندان می گیرد. شش سال (سه سال تعلیقی، سه سال تعزیری) به او حکم زندان دادند. که دادستان رفسنجان به سه سال حکم تعلیقی اعتراض کرد و آن سه سال را هم حبس تعزیری کردند. متاسفانه پرونده اتهامات غلامرضا پر از ایراد است و تمام مسئله به این برمی گردد که غلامرضا از دستورات آنها تمکین نکرده و حاضر به مصاحبه نشده است. در زمانی که دادستان تهران مرتضوی بود، غلامرضا تحت فشار قرار داشت تا از او مصاحبه بگیرند اما او حاضر به مصاحبه و اعتراف اجباری نمی شود. بعد از اینکه غلامرضا مقاومت می کند و حاضر به مصاحبه نمی شود پرونده او را به تهران منتقل می کنند و آقای حیدری فر دادیار پرونده می شوند و اتهام محاربه به او می زنند. اما قاضی شعبه 26 پیرعباسی گفت این پرونده بررسی شده و حکم زندان برایش صادر شده و نمی تواند بر روی آن نظر دهد و پرونده را قبول نکرد. بعد از مدتی تحت فشارهای حیدری فر، قاضی پیرعباسی حکم محاربه و اعدام را صادر می کند. نکته قابل توجه اینکه در این پرونده چیزی وجود نداشت اتهامات قبلی یعنی اتهامات سال 60 را به پرونده اضافه می کنند در حالیکه غلامرضا پنج سال برای آن اتهامات زندان کشید و حکمش را گذرانده بود. حتی شعبه 31 دیوان عالی این حکم را نقض کرده و گفته بود از نظر شکلی این حکم اشکال دارد. پرونده را به شعبه 26 بازگردانند و قاضی پیرعباسی اتهام محاربه را تایید کرد و حکم اعدام صادر نمود. ببینید سال شصت هم که دسته دسته را اعدام می کردند اتهام غلامرضا اینقدر کم بود که فقط ده سال زندان به او دادند و بعد از گذراندن پنج سال آزادش کردند."
 
خانواده خسروی با تاکید بر تلاشهای آقای سلطانی وکیل خسروی عنوان می کند: "پرونده را که به تهران فرستادند آقای عبدالفتاح سلطانی وکالت ایشان را برعهده گرفتند و به پرونده ایراد گرفتند مبنی بر اینکه حکم قبلا صادر شده و نیازی به بررسی مجدد پرونده نبوده است و اتهاماتی که به پرونده اضافه کرده اند غلامرضا بابت آن اتهامات حکم زندان تحمل کرده است. الان هم که آقای عبدالفتاح سلطانی در بند 350 محبوس هستند! البته خانم قوشه هم وکیل دیگر غلامرضا است اما نمی تواند کاری کند."
 
غلامرضا خسروی در سلول‌های انفرادی زندان رفسنجان و زندان اوین به مدت 40 ماه نگهداری و با اعمال محدودیت‌های شدید از جمله ممنوعیت ملاقات، حق تماس تلفنی، هواخوری تحت فشار برای اعتراف تلویزیونی بوده است.
 
خانواده خسروی خاطرنشان می کند: "غلامرضا چهل ماه در سلول انفرادی نگهداری شد. بیست ماه در انفرادی زندان کرمان و ده ماه در بازداشتگاه وزارت دفاع و ده ماه هم در بند 240 تحت فشارهای شدید بوده است. در تمام این مدت تحت بازجویی و فشار قرار داشت تا مصاحبه کند. ما هم ملاقات نداشتیم تنها در دفتر حیدری فر در دادگاه که او را می آوردند او را می دیدیم که وضعیت آشفته داشت و پوست و استخوان شده بود. حیدری فر هم مدام تکرار می کرد بزودی اعدام می شوی و حکمت اعدام است. خیلی خیلی تحت فشار روحی و روانی قرار داشت... به هر مرجعی هم مراجعه می کنیم و روند و اشکالات پرونده را می گوییم پاسخی داده نمی شود. قم هم رفتیم و به دفتر مراجع و علما مراجعه کردیم و این وضعیت را شرح دادیم که به یک شهروند دارد چنین ظلمی می شود و دادخواهی کردیم اما متاسفانه می گفتند پرونده های سیاسی به ما مربوط نمی شود. واقعا دلگیر شدیم زیرا به تنها جاییکه ما می توانیم پناه ببریم مراجع هستند اما با کمال تاسف حتی آنهایی که قدرت دارند و صدایشان به جایی می رسد در خصوص اینگونه مسائل دخالت نمی کنند."
 
این عضو خانواده خسروی به شرایط دشوار اعضای خانواده اشاره می کند و بیان می کند: "وضعیت خانواده هم با صدوراین حکم و ارسال آن به اجرای احکام کاملا روشن است و نیازی ندارد که بگویم چه می کشیم. نگرانی ما هم بیشتر وضعیت نامناسب مادر غلامرضا است که تنها زندگی می کند و هفتاد سال سن دارد و تحمل این شرایط را ندارد... هر کس از این حکم باخبر می شود تعجب می کرد. غلامرضا بحدی مهربان و خوش قلب است که چنین حکمی برای او غیرقابل تصور است..."
 
وی در پایان خطاب به رئیس قوه قضاییه عنوان می کند: "ما از ریاست محترم قوه قضاییه خواهش می کینم خودشان پرونده را بررسی کنند و ببینند آیا حکم اعدامی که برای غلامرضا صادر شده با نوع اتهامات مطابقت دارد یا نه؟ این پرونده را بطور اختصاصی مورد بررسی قرار دهند که چطور حکمی که شش سال بوده دوباره به جریان می افتد و از شش سال به محاربه و اعدام تبدیل می شود؟! غلامرضا که حق دفاع نداشت تا بگوید که اتهامات سال شصت که در پرونده اضافه کرده اند را قبلا حکمش را گذرانده است. نوزده سال در کارهای تخصصی و فنی و جوشکاری برای این کشور و مردم خدمت کرد و در پروژه های صنعتی در اقصی نقاط کشور عسلویه، بندعباس، بوشهر و... زحمت کشیده است حالا محاربه و اعدام پاسخ اوست؟! ما خواهش می کنیم شخصیت غلامرضا را بررسی کنند و یک انسان بی گناه را از اعدام نجات دهند."
 
مژگان مدرس علوم، جرس
 

http://adf.ly/1587888/whostheadmin

اعتصاب غذای ابوالفضل قدیانی در اعتراض به رفتار غیر انسانی مأموران زندان

ابوالفضل قدیانی عضو ارشد و دربند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که روز گذشته با ضرب و شتم ماموران زندان اوین و با پای برهنه با غل و زنجیر به بیمارستان پارس تهران منتقل شده بود در اعتراض به این رفتار غیرانسانی دست به اعتصاب غذا زد.
 
به گزارش کلمه، دستور ضرب و شتم توسط علی اشرف رشیدی، رئیس سابق زندان دیزل آباد کرمانشاه و رئیس جدید زندان اوین صادر و توسط سروان رفیعی فرمانده یگان انتظامات زندان اوین و پاسیار محمد عطاری و با همراهی ۱۴ پاسیار مامور انتقال، به اجرا درآمد و پس از آن، این زندانی سیاسی که از رفتن با غل و زنجیر به بیمارستان امتناع کرده بود، با پای برهنه و لباس های آشفته به بیمارستان منتقل شد.
 
بر اساس این گزارش، ابوالفضل قدیانی به هنگام ضرب و شتم، در طول مسیر و در بیمارستان پارس تهران با صدای بلند و فریاد، اعلام کرده مسبب تمام فجایع و جنایت های صورت گرفته رهبری است و این تصمیم ها در مورد زندانیان با اطلاع او و برای شکستن اراده و مقاومت آنها صورت می گیرد.
 
او همچنین گفته است که این اقدامات نشانه زوال و سقوط قدرت مادی و اخلاقی شخص رهبری است که پاسخ منتقدان و انتخابات به خود را با ضرب و شتم می دهد.
 
قدیانی در بیمارستان اعلام کرده است ستم و آزار مزدوران را تحمل خواهد کرد تا با چشم خود سقوط و ذلت دیکتاتوری را ببیند.
 
ابوالفضل قدیانی اعلام کرده بود حاضر به استفاده از دستبند و پابند نیست و این خواسته زندانیان سیاسی در دوره مدیریت پیشین زندان اوین تا حدودی اجرا می شد ولی رئیس سابق زندان دیزل آباد کرمانشاه اعلام کرده است که هیچ تفاوتی میان جانیان، قاتلان، سارقان، قاچاقچیان مواد مخدر با زندانیان سیاسی نخواهد گذاشت و همه این افراد را که «مجرمان» خوانده است با وضعیت مشابه به خارج از زندان اوین منتقل خواهد کرد.
 
ماموران تحت امر، عطاری، رفیعی و رشیدی پس این، اقدام به ضرب و شتم این زندانی سیاسی کردند که ابوالفضل قدیانی اعلام کرد حاضر به استفاده از دستبند نیست و به اختیار خود به بند ۳۵۰ باز می گردد. اما ماموران با فحاشی اعلام کردند که دوره جدیدی شروع شده است و این زندانی حق امتناع از اعزام به بیمارستان را ندارد.
 
در این میان محمد عطاری با اندامی درشت مبارز طلبیده و اعلام کرده سر و کار زندانیان سیاسی از این پس با من است. بیشتر زندانیان سیاسی پس از مواجهه با اقدامات غیر قانونی نظیر زدن دست بند و پابند با امضای برگه ای با ذکر علت امتناع خود به زندان بازگردانده می شدند اما پس از تصدی مدیریت فعلی زندان اوین توسط مدیر زندان دیزل آباد کرمانشاه، این روند قانونی با اعمال فشار و ضرب و شتم به کناری گذاشته شده است.
 
برای ابوالفضل قدیانی که پس از گذشت یکسال حبس تعزیری اکنون ۸ ماه است به صورت غیرقانونی در زندان نگهداری می شود به علت اعتراض های مکرر به اقدامات غیرقانونی آیت الله خامنه ای تاکنون چند پرونده مفتوح شده و ۵ سال حبس غیرقطعی نیز صادر شده است که هنوز به وی یا وکیل او ابلاغ نشده است.
 
این زندانی سیاسی بیمار است و تاکنون سه بار قلب وی مورد عمل جراحی قرار گرفته ولی هربار پس از عمل جراحی به جای استراحت و طی کردن کامل دوران نقاهت به زندان بازگردانده شده، این در حالی است که کمیسیون پزشکی قانونی ۴ ماه مرخصی برای انجام معاینات و مراقبت از وی را توصیه اکید کرده است.
 
ابوالفضل قدیانی در حالی دست به اعتصاب غذا زده است که به دلیل ضرب و شتم و رفتار غیرانسانی و غیرقانونی حال عمومی مساعدی ندارد و دوستان و خانواده ی وی به شدت نگران او هستند.
 
روز گذشته کلمه گزارش داده بود که در حالی که ابوالفضل قدیانی در اعتراض به ضرب و شتم خود از معاینه خودداری می کرد، پزشک معالج نیز تصریح کرده است که معاینه قلب بیمار در این وضعیت عصبی و هیجانی نتیجه بخش نیست و از معاینه وی خودداری کرده است.
 
پزشک معالج در عین حال به مأموران گفته است که اگر من ایشان را در این وضعیت معاینه کنم قطعا دستور بستری خواهم داد، در این صورت آیا اجازه بستری شدن وی را می‌دهید؟
 
بر اساس این گزارش مأموران به پرسش پزشک معالج پاسخ منفی داده و مسن ترین زندانی سیاسی جنبش سبز در بند ۳۵۰ را به زندان اوین بازگرداندند.
 

http://adf.ly/1587888/whostheadmin

وزیر بهداشت: بودجه برنامه کنترل جمعیت حذف شد

وزیر بهداشت از حذف بودجه برنامه کنترل جمعیت و اصلاح قوانین محدود کننده تعداد فرزندان خبر داد.
 
مرضیه وحید دستجردی همچنین اعلام کرده است که سیاست جمعیتی وزارت بهداشت در راستای نظرات رهبر جمهوری اسلامی تدوین خواهد شد.
 
به گزارش دانشجونیوز، مرضیه وحید دستجردی شب گذشته در سخنان خود اظهار داشت که وزارت بهداشت تلاش کرده است که قوانین را در جهت افزایش جمعیت اصلاح کند.
 
وزیر بهداشت با بیان اینکه بودجه برنامه کنترل جمعیت به طور کلی حذف شده است خاطرنشان کرد که دیگر برنامه ای برای این کار در وزارت بهداشت وجود ندارد.
 
خانم وحید دستجردی همچنین از پیگیری نظرات رهبر جمهوری اسلامی در تعیین سیاست های جمعیتی وزارت بهداشت سخن گفت: سیاست جمعیتی وزارت بهداشت در جهت سیاستهای کلی نظام و منویات مقام معظم رهبری است و در این مسیر سیاست کنترل جمعیت به آن معنا که در گذشته بوده دیگر وجود ندارد و سیاستهای ما سیاست سلامت خانوار و سلامت باروری است که در تمام نقاط کشور اجرا می‌شود.
 
فرزند بیشتر، زندگی بهتر
 
وزیر بهداشت جمهوری اسلامی در ادامه سخنان خود از اصلاح قوانین محدود کننده تعداد فرزندان خبر داد.
 
مرضیه وحید دستجردی گفت که "همه دستگاه ها باید بزودی منتظر لایحه‌ای باشند که به مجلس برود و قوانین مربوط به کنترل جمعیت ‌اصلاح شود ولی ما در وزارت بهداشت محدودیت تا ٢ فرزند را برداشتیم و در واقع محدودیت حق فرزندان را اصلاح کردیم".
 
وزیر بهداشت ادامه داد:‌ "این محدودیت حق فرزند برای تمام کارکنان دانشگاههای علوم پزشکی اعم از هیئت علمی و غیر هیئت علمی برداشته شده است. در عین حال به شوهران زنانی که زایمان می‌کنند نیز در وزارت بهداشت 2 هفته مرخصی داده می‌شود و فکر می کنم وزارت بهداشت در این زمینه اولین دستگاه باشد و این اصلاحات را از اول فروردین امسال اجرا کرده ایم".
 
علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، در سخنان اخیر خود در جمع مسئولان کشور خواستار تغییر سیاست های کنترل جمعیتی در راستای افزایش جمعیت کشور شده بود.
 

http://adf.ly/1587888/whostheadmin