Thursday, March 22, 2012

تقی رحمانی: ما می‌توانیم به‌جای معیارها روی مصداق‌ها توافق کنیم

تقی رحمانی ایران را "کشور حوادث و موقعیت‌ها" می‌داند. به عقیده وی لازم است "به جای معیارها درباره مصداق‌ها" مذاکره شود. در چارچوب حفظ وحدت ملی همه باید از "کلی‌گرایی‌های آرمان‌گرایانه" پرهیز کنند.

تقی رحمانی روزنامه‌نگار، فعال سیاسی و عضو شورای فعالان ملی مذهبی است. وی که ۱۴ سال از عمر خود را در زندان‌های جمهوری اسلامی سپری کرده، به تازگی از کشور خارج شده و در حال حاضر در پاریس به سر می‌برد.

رحمانی در روزهای گذشته در نوشته‌ای با عنوان «چرا آمدم، چرا رفتم؟»، دلایل خروج خود از ایران را تشریح کرده و نوشته که نیروهای امنیتی بارها به وی گفته‌اند: «ملی – مذهبی نباید فعالیت کند، تو نباید مصاحبه کنی، مقاله بنویسی و موضع سیاسی بگیری.»

فعالان ملی – مذهبی در طول سال‌های گذشته و به خصوص پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ تحت فشار شدید قرار گرفتند. شمار زیادی از آنها در این مدت بازداشت و به حبس محکوم شدند و عده دیگری نیز مجبور به خروج از کشور شدند.

همسر وی نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و نایب رئیس "کانون مدافعان حقوق بشر" که در حال حاضر در ایران به سر می‌برد، به شش سال حبس تعزیری محکوم شده است.

متن مصاحبه "دویچه وله فارسی" با تقی رحمانی در زیر می‌آید:

آقای رحمانی، به عنوان یکی از فعالان ملی‌ـ مذهبی که به تازگی از ایران خارج شده‌، وضعیت ملی‌‌ـ مذهبی‌‌‌‌ها را در ایران چه طور ارزیابی می‌کنید؟ آیا امکان ادامه‌ی فعالیت برای ملی‌ـ مذهبی‌‌ها وجود دارد؟

این که امکانش وجود دارد، در حال حاضر نهادهای امنیتی همه‌ی فعالیت گروههای سیاسی شناخته‌شده و نهادهای مدنی را تقریباً متوقف کرده‌اند. دیگر اجاز‌ه‌ی فعالیت حتی جنینی هم تا حدود زیادی داده نمی‌شود. مثل جبهه‌ی مشارکت، مجاهدین انقلاب اسلامی، جبهه‌ ملی، نهضت آزادی، ملی ‌‌‌ـ مذهبی و نهادهای مدنی مثل کانون صنفی معلمان ایران، خانه‌ی سینما و... فعلاً هدف و سیاست اطلاعات سپاه از بین بردن کامل این‌هاست. وزارت اطلاعات به بعضی‌هاشان می‌گوید هیچ کاری فعلاً نکنید. این تقریباً شامل تمام گروههای سیاسی و نهادهای مدنی در ایران می‌شود و ملی‌‌ـ مذهبی‌ها هم بخشی از همین جریان سیاسی‌اند و با ارتباطات مدنی خودشان تحت فشارند.

برنامه‌ی ملی‌ـ مذهبی‌ها برای ادامه‌ی فعالیت سیاسی در خارج از ایران چیست و به طور مشخص برای همکاری با سایر فعالان سیاسی خارج از کشور برنامه‌ی مشخصی دارند یا خیر؟

ملی‌‌ـ مذهبی‌ها جریانی‌ست طرفدار دموکراسی‌خواهی. این ویژگی دموکراسی‌خواهی می‌تواند ما را با دو جریان عمده‌ی دیگر وارد گفتگو کند. یکی جریانی که معتقد به اصلاحات است و اصلاحات را یک مقداری عمیق‌تر می‌خواهد و اصلاح‌طلبان قلمداد می‌شوند. دیگری جریانی‌ست که اساساً بیرون از حاکمیت که نوع مدل حکومت برایش گاهی مهم‌تر از این است که محتوای حکومت چیست. ما یک جریان دموکراسی‌خواهی هستیم. برای ما مهم این است که آزادی به دست آوریم و آزادی بیان و حق تجمع و دولت غیرمتمرکزی داشته باشیم که بتواند حقوق اقوام را لحاظ کند، حقوق اصناف را لحاظ کند و ...

به نظر من گفتمان ملی‌ـ مذهبی می‌تواند در کنار گفتمان‌های دموکراتیک قرار گیرد. شاید بتوان یک موج همگرایی بر محور دموکراسی‌خواهی راه انداخت و نوعی پارادیم جدید ایجاد کرد. یعنی به‌جای این که ما به عناوین مثلاً توجه کنیم، جمهوری دموکراتیک خلق، جمهوری دموکراتیک، جمهوری لیبرال، به محتوای آن حکومت نگاه کنیم. آیا آن حکومت این پنج شش اصل شناخته شده و اصول حقوق بشر و در عین حال همگرایی ملی را رعایت می‌کند؟ این اصل خیلی مهمی‌ست. مثلاً آیا حقوق اقوام ایرانی را در قالب دموکراسی ملی رعایت می‌کند، یا حقوق زنان را؟

به نظر من ملی‌‌‌ـ مذهبی در این مورد سابقه‌ای دارد، سابقه‌ای که قابل دفاع است. در عین حال ممکن است به آن نقد هم وارد باشد. این چیزی‌ست که باید در داخل و خارج آزمود و به دنبالش بود. نیاز جامعه‌ی ما به نظر من دموکراسی ملی‌است، یعنی بردن جامعه به سوی دموکراسی. به یک مسئله هم باید توجه کنیم. توان تاکتیکی و واقعی آن اقشار اجتماعی که مخاطب ما در جامعه‌ی ایران هستند خیلی مهم است. یعنی این‌ها چه قدر توان دارند. این به میل روحیه ما نیست، بلکه به توان آن اقشاری است که ما می‌خواهیم با آنها دموکراسی را در جامعه تعمیق دهیم.

آقای رحمانی، به تازگی مطلبی به قلم شما درباره‌ی خروج‌تان از ایران منتشر شده. می‌خواستم بدانم اهمیت نوشتن این مطلب در چه بوده و اساساً شما چرا این مطلب را نوشته‌اید؟

ببینید، من آدمی هستم که به نوعی پس از ۵۲ سال سن، هفت خوان رستم‌های متفاوتی را در زندگی سیاسی‌ و فردی خودم داشته‌ام. با افراد متفاوت از نسل‌های گوناگون، پیر و جوان و پیرتر از خودم و جوان‌تر از خودم مواجه بودم. ولی خروجم واقعاً همان طور که نوشتم مخالف و موافق زیادی داشت. خیلی‌ها را هم دیگر نتوانستم ببینم. من احساس کردم به آنهایی که من را می‌شناسند، باید توضیحی بدهم. این توضیح شاید عده‌ای را قانع کند و شاید عده‌ای را قانع نکند. در عین حال احساس می‌کنم این احساس هزاران هزار نفری‌ست که وقتی از مرز ایران خارج می‌شوند، این حالت به آنها دست می‌دهد.

به نظر من ما دو جور تبعید می‌شویم. یکی این که از کشور خود تبعید می‌شویم و دیگری این که وارد حوزه‌ی تمدنی می‌شویم که با ما متفاوت است. برای نمونه یک مبارز اسپانیایی که در دوره‌ی فرانکو به فرانسه آمد، از حوزه‌ی تمدنی خودش خارج نشد. ما از حوزه‌ی تمدنی‌ـ فرهنگی خودمان هم خارج می‌شویم و این بسیار سخت است و برای ما خطر بزرگی‌ست. چون ما باید بتوانیم با حوزه‌ی تمدنی خودمان ارتباط داشته باشیم تا بتوانیم تحولی ایجاد کنیم. و این آمدن به اروپا برای یک ایرانی یا یک خاورمیانه‌ای امر چندان ساده‌ای نیست.

اگر بخواهیم به کنه ماجرا برویم، اگر تبعیدی بخواهد در این دنیای مدرن زندگی جدیدی شروع کند، یک بحث دیگری‌ست و حق‌اش هم هست. ولی اگر بخواهد به داخل کشور خودش نگاه کند، باید خیلی نکات را هم رعایت کند و این آمدن شرح حال من نبود. هزاران هزار نفر هم چنین تجربه‌ای را داشته‌اند. منتهی من دوست داشتم این را توضیح دهم.

بنابراین یک اقدام فردی بود و حاوی هیچ پیام سیاسی خاصی نبود؟

این تقریباً یک توضیح فردی بود، ولی احساس می‌کنم گاهی این توضیحات فردی هم زبان مشترک پیدا می‌کند. چون به عبارتی این درد دل همه است. تجربه‌ی هر کس می‌تواند منحصر به فرد باشد، منتهی این اصول مشترکی دارد که می‌تواند یک حس همگرایی یا همدلی ایجاد کند. خلاصه انسانها به همدلی هم نیاز دارند. چون سیاست در عین حال که امری بسیار مربوط به قدرت است، در میان نیروهای دموکراسی‌خواه باید یک امر اخلاقی و یک پیوند عاطفی هم ایجاد کند.

من احساس داشتم که مخاطبان من که مخالف یا موافق رفتن من بودند، باید این را می‌خواندند و نظرشان را می‌دادند. به این خاطر ایمیلم را هم نوشتم که هر کس نظر دهد، گوش می‌کنم و اتفاقاً مقدار قابل توجهی هم ایمیل دریافت کردم حاوی نظرات متفاوت.

در مطلب‌تان نوشته‌اید که مطمئن‌هستید ایران آبستن حوادث جدیدی است که می‌تواند برای دموکراسی‌خواهی مغتنم باشد، اما مطمئن نیستید که جامعه بتواند از این واقعیت‌های جدید استفاده‌ی مفید کند. اگر ممکن است توضیح بیشتری دهید. منظورتان دقیقاً چه بوده با نوشتن این جمله؟

ایران کشور حوادث و موقعیت‌هاست. سال ۱۳۸۸ همه را غافلگیر کرد. فقط حاکمیت غافلگیر نشد. حتی آنهایی که بستر تحول بودند، غافلگیر شدند. جامعه مدنی ایران وجود داشت، ولی نهادهای مدنی‌اش ضعیف بود. احزاب سیاسی هنوز نتوانسته‌اند با جامعه مدنی رابطه برقرار کنند. مطمئن باشید ایران به خاطر مشکل مدیریت، به خاطر فشارهای جهانی و به خاطر تفاوت دیدگاه و پسند اقشار تحصیلکرده‌ی جامعه با نظرات حاکمیت، در معرض تحولات است.

این تحولات را ما هر دهسال، دوازده سال در ایران دیده‌ایم. ولی در باره روند و راستای آن مطمئن نیستیم. من یک مثالی دارم که در انتخابات مجلس ششم هم به اصلاح‌طلب‌ها گفتم. در ایران همه همدیگر را غافلگیر می‌کنند و این برای دموکراسی اصلاً خوب نیست. یک سری بحث‌هایی در ارتباط با جامعه مدنی ایران باید صورت گیرد. احزاب سیاسی هم باید سعی کنند با جامعه مدنی ارتباط برقرار کنند. باید این بحث‌ها صورت گیرد که اگر روزی فضایی متحول و ملتهب شد، برایش یک گفتمان به سود دموکراسی وجود داشته باشد. این است که می‌گویم گفتمان جامعه‌ی ما می‌تواند دموکراسی‌خواهی باشد.

ما می‌توانیم به‌جای معیارها روی مصداق‌ها توافق کنیم. معیارهای کلی حکومت دموکراتیک و امثال آن، می‌تواند اصلا دموکراتیک نباشد. جمهوری شوراها می‌تواند شورایی نباشد. جمهوری سکولار می‌تواند سکولار نباشد، جمهوری اسلامی می‌تواند اسلامی نباشد. ولی اگر تعریف‌ها دقیق شود، و پیمان‌ها بر اساس آنها بسته شود، یعنی بر اساس همان اصول مشخصی که درباره‌ی آزادی هست، اعلامیه جهانی حقوق بشر هست، ایدئولوژی‌های گوناگون که باور به آن دارند، آن‌ها مصداقی تعریف شود. آیا ما به آزادی بیان و آزادی بعد از آن قائل هستیم و این را برای همه ایرانی‌ها می‌دانیم؟ آیا ما همه اقوام ایرانی را ایرانی می‌دانیم؟ آیا بر برابری حقوق زن و مرد پافشاری می‌کنیم؟

این‌ها چیزهایی‌ست که ما می‌توانیم حول آنها وارد دور جدیدی از گفتگوی سیاسی شویم. نظر من این است که می‌شود این بحث‌ها را کرد و از آن کلی‌گرایی‌های آرمان‌گرایانه که ما را معمولاً همه را ازهم دور می‌کند و به جبهه‌های مختلفی تقسیم می‌کند و مفهوم ایران را هم تقریباً منتفی می‌کند کنار بگذاریم. چون به فرض من ایران را سوسیالیست می‌خواهم، یکی ایران را دموکراتیک می‌خواهد، یکی ایران را لیبرال می‌خواهد، یکی ایران را بدون ملاحظه اقوام می‌خواهد. ولی وقتی قبول کنیم ایرانی وجود دارد، در آن چارچوب ایران باید توافق صورت گیرد و این که همه ایرانی‌اند، خیلی چیزها به نظر من حل می‌شود. منتهی این نیاز به گفتگوی دقیق دارد.

 

http://adf.ly/1587888/whostheadmin

باراک: ۲۰۱۲ سالی بسیار مهم در زمينه حمله احتمالی به ايران است

اهود باراک، وزير دفاع اسرائيل، می گويد که ۲۰۱۲ سالی «بسیار مهم» در زمينه حمله احتمالی به تاسيسات هسته ای ايران است و تاکيد کرده که «تهديد به حمله عليه ايران کارساز است.»

به نوشته رادیو فردا، آقای باراک در گفت و گو با تلويزيون آلمان در عين حال گمانه زنی کرده که «مداخله عميق»- اصطلاحی برای هدف قرار دادن دقيق تاسيسات هسته ای ايران- موضوعی مربوط به چند هفته يا حتی چند سال نيست.

وزير دفاع اسرائيل همچنين در گفت و گو با راديوی اين کشور اظهار داشت که تهديد نظامی ايران اقدامی برای جلوگيری از گام برداشتن جمهوری اسلامی ايران به سوی توسعه سلاح هسته ای است.

وی گفت: «ما با چشمان خود شاهديم چرا ايران، که واقعا قصد دارد تا به سلاح اتمی دست پيدا کند، برخی گام ها را که از سوی آژانس بين المللی انرژی اتمی به عنوان نقض قوانين تعريف شده است، بر نمی دارد».

به گفته آقای باراک، «يکی از دلايل می تواند اين باشد که ايران نگران است، اگر خدای نکرده چنين کاری انجام دهد، ايالات متحده آمريکا و يا کشور ديگری عليه آنها دست به اقدام بزند».

اسرائيل که ظن آن می رود با داشتن «۲۰۰ کلاهک هسته ای» تنها کشور دارای سلاح اتمی در منطقه خاورميانه باشد همواره از برنامه هسته ای ايران به عنوان تهديدی عليه موجوديت خود ياد کرده و خواستار تشديد تحريم ها و فشار بر تهران برای دست کشيدن از غنی سازی اورانيوم است که کاربرد دوگانه نظامی و غير نظامی دارد.

ايران می گويد که برنامه هسته ای آن دارای اهداف صلح آميز است ولی با اين حال برای دور کردن تاسيسات اتمی خود از حملات احتمالی آمريکا و اسرائيل، قصد دارد تا آنها را به پناهگاه های زير زمينی بويژه در فردو- نزديکی شهر قم- منتقل کند.

با وجود اينکه دولت باراک اوباما اعلام کرده است که استفاده از ابزار نظامی يکی از گزينه های برخورد با تلاش احتمالی ايران برای دستيابی به سلاح هسته ای است، رييس جمهوری آمريکا می گويد که اين گزينه در حال حاضر در دستور کار نيست و کشورش توان خود را بر راه های ديپلماتيک و تشديد تحريم ها بر ضد تهران متمرکز کرده است.

وزير دفاع اسرائيل بار ديگر تاکيد کرد که ايران قصد دارد تا پيش از هر گونه حمله احتمالی به تاسيسات هسته ايش به مرحله ای از مصونيت سازی برسد که ديگر راه برگشتی از آن وجود ندارد.

به گفته آقای باراک، اسرائيل نمی تواند منتظر بروز چنين وضعيتی بماند.

با اين حال، وی به راديوی اسرائيل گفته است که بايد چندين ماه به تحريم ها و مذاکرات فرصت داد تا نتيجه خود را نشان دهند «و در اين فرصت زمانی، مشخص خواهد شد آيا ايرانی ها قصد دارند يا بنا ندارند برنامه توليد سلاح هسته ای خود را متوقف کنند».

وزير دفاع اسرائيل می گويد که کشورش با آمريکا بر سر جلوگيری از دست يافتن ايران به سلاح هسته ای تفاهم دارد ولی «بين ما و آمريکا در خصوص چشم انداز و زمان بندی اين موضوع اختلاف نظر است».

باراک افزود: «برتری توانايی نظامی آمريکا و موقعيت اين کشور به عنوان يک ابرقدرت باعث شده است تا واشينگتن موضع متفاوتی در خصوص تهديدات هسته ای ايران اتخاذ کند.»

مقام های جمهوری اسلامی ايران در پاسخ به تهديدهای نظامی اسرائيل بارها هشدار داده اند که به هرگونه حمله احتمالی اين کشور پاسخی قاطع و کوبنده خواهند داد.

علی اکبر صالحی، وزير امور خارجه ايران، اواخر اسفندماه در اين زمينه پا را فراتر گذاشت و گفت که در صورت بروز يک جنگ احتمالی، اسرائيل يک هفته بيشتر دوام نخواهد آورد.

http://adf.ly/1587888/whostheadmin

غلامرضا حسینی، زندانی سیاسی به ۹ سال حبس تعزیری محکوم شد

غلامرضا حسینی، زندانی سیاسی که حدود ۱۰ ماه را بدون ملاقات در بند ۲۰ زندان اوین و ۳ ماه را به صورت انفرادی نگهداری شده بود، توسط قاضی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به تحمل ۹ سال حبس تعزیری محکوم شد.

به گزارش خبرنگار کلمه، غلامرضا حسینی که متهم به همکاری با دول متخاصم است، مدیر شرکت خدمات فنی-مهندسی در زمینه انتقال نیرو و دیتا بود که سوم آبانماه ۸۹ در فرودگاه بین المللی امام خمینی در حالیکه عازم کشور تایلند برای خرید اجناس کامپیوتری بود دستگیر و به بند ۲۰۹ منتقل شد.

۳ ماه انفرادی به همراه بازداشت همسر و تهدید به بازداشت سایر اعضای خانواده موجب شد تا غلامرضا حسینی هر آنچه بازجویان او درخواست داشتند را به عنوان اعتراف بگوید.

غیر از گزارش وزارت اطلاعات و اعترافات تحت اجبار، هیچ مستندی در پرونده این زندانی که ۱۸ ماه را در بازداشت موقت قرار دارد، وجود ندارد.

برای این زندانی سیاسی، پس از بازجویی ها، قرار ۳۰۰ میلیونی صادر شد ولی مقامات دادستانی اجازه تودیع قرار را ندادند و این در حالی است که این زندانی سیاسی سرپرست پدر و مادر و همسر و فرزندش محسوب می شود.

پیام ابوطالبی وکیل این زندانی با فشار و بازجویان و به این بهانه که امکان مصاحبه با رسانه های خارجی دارد، از وکالت عزل شد و یک وکیل دیگر جایگزین او شد.

غلامرضا حسینی در محضر دادگاه بارها به اقدامات غیر قانونی بازجویانش در اعمال فشار غیر قانونی در جریان تحقیق اشاره کرد و اعترافات تحت شکنجه خود را رد کرد ولی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب بر اساس همان اعترافات حکم محکومیت ۹ ساله صادر کرد.

شکنجه، تهدید به اعدام، تهدید به بازداشت اعضای خانواده، بازداشت همسر و انتقال به بند ۲۰۹ از جمله مواردی از فشار بود که علاوه بر ۳ ماه انفرادی در سلولی موسوم به دخمه و ۱۰ ماه ممنوعیت ملاقات و تلفن از مفاد نقض حقوق این زندانی و آیین دادرسی کیفری است.

http://adf.ly/1587888/whostheadmin

کمپین "از ایران برای صلح و دموکراسی" در پاسخ به پیام صلح و دوستی معلم اسرائیلی

به تازگی صفحه ای در فیس بوک راه اندازی شده است با نام "از ایران برای صلح و دموکراسی"(From Iran for Peace and Democracy). گفته می شود این صفحه در پاسخ به صفحه ی یک معلم و طراح اسرائیلی ساخته شده است.

http://www.youtube.com/watch?v=mYjuUoEivbE

به گزارش دانشجونیوز،پس از آنکه یک معلم اسرائیلی در پیامی از مردم ایران خواست تا پیغام صلح و دوستی و همچنین ابراز ترس خود از بروز درگیری و جنگ میان ایران و اسرائیل را بپذیرند، کمپینی با عنوان کردتا طراحی شده و فعالیت خود را در جهت همبستگی با پیام این معلم اسرائیلی آغاز کرده است.

چند ماهی می شود که مجددا بحث درگیری نظامی بین ایران و اسرائیل، به تیتر اول بسیاری از خبرگزاری ها تبدیل شده است، از این رو فعالینی از اقشار مختلف جامعه سعی در کاهش تنش میان این دو کشور دارند. اما در حرکتی نو، یک معلم و طراح اسرائیلی به نام "رانی" اقدام به برپایی کمپینی با نام "اسرائیلی ها ایرانیان را دوست دارند" کرده است. وی در ابتدا با انتشار ویدئویی در یوتیوب ترس خود از بروز درگیری و جنگ میان ایران و اسرائیل را عنوان کرد و اولین پیام دوستی را برای مردم ایران مخابره کرد. پس از استقبال چشم گیر این ویدئو در اینترنت، وی کمپینی را در فیس بوک طراحی کرد، کمپینی که هم اکنون نزدیک به 11 هزار نفر مخاطب دارد. پس از آن عده ای از فعالین ایرانی با راه اندازی کمپین مشابهی در فیس بوک، پیام دوستی این معلم اسرائیلی را پاسخ گفتند.

در کمپین "از ایران برای صلح و دموکراسی" که چند روزی از راه اندازی آن می گذرد، افراد گوناگون با ارسال تصاویر خود که حاوی پیام دوستی با مردم اسرائیل است را در فیس بوک منتشر می کنند.

پس از انقلاب 57 ایران، این اولین بار است که پیام های دوستی میان مردم ایران و اسرائیل رد و بدل شده است. مهم ترین پیام این کمپین ها، جدایی دولت ها و مردم است. حاضرین در این کمپین ها به صلح و دوستی که میان مردم است تاکید دارند و سعی دارند نشان دهند، با جنگ و درگیری دولت ها میانه ای ندارند و با وجود اختلافات عمیق سیاسی، می توانند با یکدیگر دوست باشند.

گفته می شود پیام این کمپین‌ها، دوستی میان مردم ایران و اسرائیل است. این کمپین از جانب ایرانیان با نام «از ایران برای صلح ودموکراسی» راه اندازی شده است.

آدرس کمپین:

از ایران برای صلح و دموکراسی

http://adf.ly/1587888/whostheadmin

بازپرسی پلیس نیویورک از «۱۳ فرد مرتبط با حکومت ایران» در هفت سال گذشته خبر داد

پلیس نیویورک می‌گوید از سال ۲۰۰۵ تاکنون «دستکم ۱۳ فرد» مرتبط با دولت جمهوری اسلامی را در نیویورک بازپرسی است و از احتمال بروز اقدامات تروریستی در خاک آمریکا از سوی ایران ابراز نگرانی کرده است.

به نوشته رادیو فردا، به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، میچل سیلبر، دبیر تحلیل داده‌های اطلاعاتی در اداره پلیس نیویورک، روز چهارشنبه در حضور نمایندگان کنگره آمریکا اعلام کرد که این افراد به دلیل گرفتن عکس و فیلم‌برداری از مناطق مختلف نیویورک مورد بازپرسی پلیس قرار گرفته‌‌اند و ابراز نگرانی کرده است که اقدامات این افراد پیش‌زمینه‌ای باشد برای عملیات تروریستی.

پلیس نیویورک اواخر بهمن‌ماه نیز نسبت به احتمال حمله تروریستی ایران در خاک آمریکا ابراز نگرانی کرده بود.

به گفته آقای سیلبر، ماه مه ۲۰۰۵، پلیس نیویورک «شش نفر» را که سوار بر اتوبوس توریستی از مناطق مختلف شهر، از جمله پل بروکلین عکس و فیلم می‌گرفتند، مورد پرس و جو قرار داده است و سپتامر ۲۰۰۸ نیز «سه فرد» دیگر را که از خطوط راه‌آهن شهر عکس‌برداری می‌کردند بازپرسی کرده است.

پلیس نیویورک همچنین ماه سپتامبر سال ۲۰۱۰ «چهار تن» را که از باند فرود هلیکوپتر عکس و فیلم می‌گرفتند مورد پرس و جو قرار داده است.

تمامی این افراد که به گفته پلیس نیویورک با دولت ایران در ارتباط بوده‌اند در نهایت بدون اتهام آزاد شدند.

میچل سیلبر تأکید کرده است که نیویورک با توجه به جمعیت بالای یهودیان آن برای عملیات احتمالی ایران و حزب‌الله دارای اهمیت ویژه‌ای است؛ اظهاراتی که بر نگرانی‌های پلیس نیویورک از احتمال دست زدن ایران یا گروه‌های وابسته به جمهوری اسلامی به عملیات تروریستی در این شهر می‌افزاید.

آسوشیتد پرس تأکید کرده است که اظهارات روز چهارشنبه میچل سیلبر تکرار سخنان گذشته وی بود، اما این‌بار وی جزئیات بیشتری در خصوص گمانه‌زنی‌های خود ارائه کرد.

مقام‌های آمریکایی مدت‌ها است که نگران هستند ایران با به‌کارگیری اعضای حزب‌الله، به عملیات تروریستی در خاک آمریکا دست بزند.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که ایران در دو ماه گذشته متهم شدکه در هند، گرجستان و تایلند حملاتی ترتیب داده یا قصد داشته که عملیات تروریستی را به اجرا بگذارد.

پیش از این نیز ایالات متحده آمریکا، ایران را به تلاش برای «ترور سفیر عربستان» در واشنگتن متهم کرده بود.

ایران تمامی این اتهام‌ها را رد کرده است.

ماه ژانویه، یکی از مقام‌های ارشد اطلاعاتی آمریکا اعلام کرد که جمهوری اسلامی احتمالا «بسیار مایل است» تا با ترتیب دادن حمله در خاک آمریکا، نسبت به اقدامات آمریکا علیه ایران واکنش نشان بدهد.

علیرغم این گمانه‌زنی‌ها، مقام‌های آمریکا تأکید کرده‌اند که تا این لحظه هیچ تهدید واضح و روشنی حاکی از تمایل ایران به انجام اقدامات تروریستی در خاک این کشور مشاهده نکرده‌اند.

http://adf.ly/1587888/whostheadmin

شورای حقوق بشر ماموریت گزارشگر ویژه ایران را برای یک سال دیگر را تمدید کرد

امروز پنج شنبه شورای حقوق بشر با صدور قطعنامه ای برای یک سال دیگر ماموریت احمدشهید گزارشگر ویژه حقوق بشر ایران را تمدید کرد. ۲۲ کشور رای مثبت ۵ کشور رای منفی و ۲۰ کشور ممتنع دادند. سوئد به عنوان یکی از حامیان قطعنامه به ارائه آن پرداخت.

به نوشته وتارنامای رسمی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، با در نظر گرفتن قطعنامه ۵/۱ درخصوص نهادسازی شورا و قطعنامه ۵/۲ که رویه عمل مکانیسم های ویژه شورا مشخص می کند (۱۹ ژوئن ۲۰۰۷) این قطعنامه به ۳ نکته پرداخته است:

۱- تمدید دستور کار گزارشگرویژه در خصوص وضعیت حقوق بشر در ایران برای یک سال دیگر و درخواست از گزارشگر ویژه برای ارائه گزارش مستمر و اجرای مفاد دستور کار به شورای حقوق بشر و مجمع عمومی سازمان ملل

۲- درخواست از حکومت جمهوری اسلامی ایران برای همکاری کامل با گزارشگر ویژه و اجازه دادن به وی برای بازدید از کشور و همچنین دسترسی به همه اطلاعات لازمی که به او برای انجام دستورکارش نیازمند است.

۳- درخواست از دبیرکل سازمان ملل برای تهیه منابع لازم برای انجام دستور گزارشگر ویژه

در قطعنامه ای که برای تمدید ماموریت احمدشهید برای رای گیری در اختیاراعضای شورای حقوق بشر گذاشته شد، با در نظر گرفتن قطعنامه ۱۶/۱۹ شورای حقوق بشر در ۲۴ مارس ۲۰۱۱ و نیز قطعنامه ۶۶/۱۷۵ مجمع عمومی سازمان ملل در ۱۹ دسامبر ۲۰۱۱ و دیگرقطعنامه های پیشین مجمع عمومی در خصوص وضعیت حقوق بشر در ایران، از همکاری نکردن ایران با درخواست های شورا و مجمع عمومی که در این قطعنامه ها مطرح شده بود اظهار تاسف شده است.

این قطعنامه همچنین با استقبال از پیشنهادات گزارشگر ویژه حقوق بشردر ایران که به شورای حقوق بشر ارائه شد در خصوص افزایش (نقض حقوق بشر) و همچنین دسترسی نداشتن گزارشگرویژه واجازه ندادن به او برای سفر به جمهوری اسلامی ایران ابراز نگرانی کرده است.

دراین جلسه نماینده اروگوئه درخواست توقف فوری مجازات اعدام در ایران را کرد و با ذکر توضیحاتی گفت که مانند سال گذشته ممتنع خواهد ماند. نماینده کوبا از قطعنامه انتقاد کردو به دخالت کشورهای دیگر اشاره کرد و از کودتای سال ۱۹۵۳ سخن گفت و اینکه در زمان شاه جامعه بین المللی نقض حقوق بشر انجام می شد. نماینده کوبا همچنین به تحریم ها اشاره کرد و اینکه در خاورمیانه سلاح هسته ای وجود دارد اما ایران به دنبال انرژی هسته ای صلح آمیز است. او گفت که هیچ توجیهی برای ادامه کار شهید وجود ندارد. او گفت که جواد لاریجانی از کمیسیارهای عالی حقوق بشر دعوت کرده به این کشور سفر کند و ایران همکاری کرده است و با گفتن این موضوع گفت که اتحادکامل خود را با ایران اعلام می کند و گفت که وضعیت در شورا واقعیت در مورد ایران را بیان نمی کند.

روسیه و اکوادر نیز با قطعنامه مخالفت کردند و در مخالفت با آن پیش از رای گیری صحبت کردند. نماینده چین هم به انتقاد از اختصاص دادن یک گزارشگر ویژه کشوری پرداخت.

پس از آن نماینده ایران به پشت تریبون رفت. او قطعنامه را کاملا سیاسی نامید و گفت شورا نباید اجازه بدهد این بازی سیاسی ادامه پیداکند و از سوء استفاده از مکانیسم های حقوق بشر توسط برای کشورها سخن گفت. این درحالی است که در گزارش دبیر کل سازمان ملل که دو روز پیش منتشر شده بود عملا مطرح شده بود که به چه دلایلی کمیساریای عالی حقوق بشر نتوانسته به ایران برود. نماینده ایران همچنین از همکاری ایران با مکانیسم های حقوق بشر سازمان ملل سخن گفت که دقیق نبود. او به همکاری ایران در خصوص گزارش دوره ای ایران اشاره کرد که البته به گفته دبیر کل سازمان ملل بسیاری از توصیه ها و موارد مطرح شده در آن توسط ایران بی پاسخ مانده بود. او همچنین از همکاری های ایران در آینده با مکانیسم های حقوق بشر سخن گفت. او همچنین مدعی شد سطح همکاری جمهوری اسلامی با شورا باید برای رد دستور کار گزارشگر ویژه مورد توجه قرار گیرد. او به آمریکا و سوئد به عنوان حامیان این قطعنامه حمله کرد. او با حمله به گزارش احمدشهید او را به جانبداری و مغرض بودن و در نظر نگرفتن معیارهای گزارش نویسی متهم کرد.

 

 

http://adf.ly/1587888/whostheadmin